تاریخ، آینهای است که در آن، فراز و فرود تمدنها، درسهای جاودانه به انسان میآموزد. در میان این درسها، واقعه «اُحُد» برای جامعه نوپای اسلامی، بیش از هر رویداد دیگری، تلخیِ غفلت و شیرینیِ پایداری را به تصویر کشید. نام «احد» با قلههای سربلندی و درههای پشیمانی گره خورده است؛ اما در این میان، «تنگه احد» نمادی برجسته از یک نقطه حیاتی، یک موقعیت استراتژیک و یک مسئولیت خطیر است. نقطهای که رها کردنش، بهای سنگینی داشت و حفظش، رمز پیروزی. امروز، در گذر زمان و در مواجهه با چالشهای نوین، این مفهوم استراتژیک، خود را در قالبهای تازهای بازمییابد. یکی از ملموسترین و حیاتیترین این تجلیات، «خیابانهای» مملو از حضور مردم در این شبها بعد از شهادت رهبر شهید است.
خیابانهای امروز، تنگه احد ماست و ما آن را رها نخواهیم کرد. این جمله، نه یک شعار احساسی، که یک بررسی دقیق از وضعیت کنونی است. در عصری که جنگها دیگر تنها در میدانهای نبرد نظامی خلاصه نمیشوند، و در روزگاری که دشمنان قسمخورده ملت، از در و دیوار، از داخل و خارج، در پی ضربه زدن به ارکان نظام و ایجاد شکاف در انسجام ملی هستند؛ حضور فیزیکی، اراده جمعی و ایستادگی مردمی در «خیابانها»، نقشی حیاتی و تعیینکننده ایفا میکند. شرایطی که با ترور ناجوانمردانه برخی از سران کشور مانند رهبر شهید و خلأ در رأس نظام احتمال فتنهانگیزی و تحرکات پیدا و پنهان منافقین و عوامل نفوذی دشمن خواهد شد، این «تنگه خیابانها» را به مهمترین خط دفاعی ملت تبدیل کرده است.
این یادداشت، دعوتی است به درک عمیقتر این واقعیت؛ دعوتی به فهمیدن اینکه حضور مردم در خیابانها به عنوان یک سنگر فعال و یک وظیفه انقلابی است. سنگری که باید از آن دفاع کرد، همانگونه که رزمندگان صدر اسلام باید از تنگه احد دفاع میکردند. غفلت از این سنگر، بهای سنگینی همچون شکست و از دست دادن دستاوردها را در پی خواهد داشت.
✍️حجت الاسلام و المسلمین سید حمید حسینی آملی
پژوهشگر حوزه فقه امنیت
درسهایی از احد: رها کردن سنگر، بهای سنگین غفلت
برای فهمیدن چرایی اهمیت «خیابان» به عنوان «تنگه احد» امروز، باید به عقب بازگردیم و درسهای تلخ و شیرین جنگ احد را مرور کنیم. احد، میدان آزمونی بود که ایمان، وفاداری و بصیرت مسلمانان در آن سنجیده شد. پس از پیروزیهای اولیه و نمایان شدن نشانههای شکست دشمن، گروهی از تیراندازان مأمور به حفظ تنگه احد،[۱] به دلیل خطای محاسباتی، طمع به غنائم و شاید تصور اشتباه از پایان یافتن نبرد، سنگر خود را رها کردند. این لغزش، گرچه از سوی عدهای معدود رخ داد، اما نقطه عطفی شد که ورق را برگرداند.
دشمن، که فرصتی برای تنفس و بازآرایی یافته بود، از این شکاف پدیدآمده نهایت سوءاستفاده را کرد. حمله غافلگیرانه از پشت، صفوف مسلمانان را درهم ریخت و ضربهای سنگین بر پیکره جامعه نوپای اسلامی وارد آورد. این تنها یک شکست نظامی نبود؛ بلکه درسی بود که نشان داد چگونه یک نقطه استراتژیک، اگر حفظ نشود، میتواند تمام زحمات و پیروزیها را به باد دهد. در شرایط امروز کشور نیز حضور در خیابان به عنوان یک نقطه استراتژیک مطرح است.
اصل کلیدی که از احد آموختیم، این بود: حفظ سنگر، حتی در ظاهر پیروزی و یا در اوج بحران، امری حیاتی است. این اصل، نه تنها در میدان نبرد، بلکه در تمام عرصههای زندگی اجتماعی و سیاسی، مصداق پیدا میکند. امروز، «خیابانهای» ما، همان «تنگه احد» هستند. حضور مستمر، هوشیارانه و انقلابی مردم در این فضا و موقعیت، همانند حفظ تنگه، مانع از نفوذ دشمن، جلوگیری از ایجاد شکاف و حفظ انسجام ملی است. دشمنان، چه داخلی و چه خارجی، چشم به خالی شدن این سنگر دوختهاند تا بتوانند ضربات خود را وارد کنند؛ ضرباتی مانند آشوب، اغتشاش، جنگ داخلی و در نهایت تجزیه کشور.
خیابان در این استعاره، صرفاً یک مسیر فیزیکی برای عبور و مرور نیست. «خیابان» در این مفهوم، نماد حضور، اراده، نمایش اقتدار و همبستگی ملی است. وقتی مردم در خیابانها حاضر میشوند، پیامی قاطع را به دشمنان داخلی و خارجی ارسال میکنند: «ما هستیم، ما بیداریم، ما متحدیم و ما از آرمانهایمان دست نخواهیم کشید».
در شرایط خطیر کنونی که با اقداماتی چون ترور ناجوانمردانه برخی از فرماندهان عالیرتبه کشور و رهبر شهید، آغاز جنگ تحمیلی دیگر و همچنین تحرکات پیدا و پنهان منافقین و عوامل نفوذی دشمن همراه شده است، معنای «حضور در خیابان» ابعاد تازهای به خود میگیرد. این حضور، دیگر یک انتخاب یا یک علاقه شخصی نیست، بلکه به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است.
مصداقهای حضور مردم در تنگه خیابانها
- مقابله با جنگ و نقشههای شوم دشمن
پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، حضور مردم در خیابانها، نه تنها یک عزاداری نیست، بلکه یک پاسخ قاطع و نمایش اقتدار است. این حضور به دشمن میگوید که ضربه به سران، اراده ملت را در هم نشکسته و ملت، پشتیبان نظام و انقلاب و ولایت فقیه خود باقی مانده است. این حضور، پیام «ما همچنان ایستادهایم» را به گوش جهانیان میرساند.
- پاسخ به درگیریهای مسلحانه و تجزیهطلبانه
در زمانهایی که نیروهای مسلح کشور درگیر مقابله با تهدیدات امنیتی یا تجزیهطلبی هستند، حضور حامیان نظام در خیابانها، نمادی از حمایت قاطع مردمی از مدافعان وطن و نظام است. این حضور، روحیه نیروهای خودی را تقویت و دشمن را مرعوب میکند و نشان میدهد که پشتوانه مردمی، عامل اصلی اقتدار نظام است.
- خنثیسازی تحرکات منافقین داخلی
منافقین، سلطنتطلبان، تجزیهطلبان و سایر عوامل داخلی دشمن، در شرایط بحرانی به دنبال ایجاد شکاف، تفرقه، و سوءاستفاده از هرج و مرج هستند. آنها تلاش میکنند تا با ایجاد ناآرامیهای خیابانی، فضا را برای ضربه زدن به نظام فراهم کنند. حضور هوشیارانه و گسترده مردم در خیابانها، بساط این تحرکات را جمع میکند و مانع از موفقیت فتنهگران میشود. این حضور، خود بهترین سد در برابر هرج و مرج و سوءاستفاده دشمن است.
- نمایش اقتدار ملی و انسجام
حضور مردم در این شرایط خاص و حساس کشور، نمایشی از وحدت، همبستگی و اقتدار ملی است. این نمایش، دشمن را در محاسبات خود به اشتباه میاندازد و قدرت بازدارندگی نظام را افزایش میدهد.
- حفظ روحیه عمومی و امید
یکی از سلاحهای مخرب دشمن، جنگ روانی و انتشار ناامیدی است. در شرایط سخت و بحرانی، مردم با حضور خود در خیابانها، به یکدیگر امید میدهند، روحیه جامعه را تقویت میکنند و نشان میدهند که علیرغم سختیها، آینده روشن است. این حضور، مانع از فرو ریختن امید در جامعه میشود.
بنابراین، «خیابان» در این تفسیر، فراتر از یک مکان فیزیکی، به یک میدان نبرد ارادهها تبدیل شده است. میدانی که حضور پرشور، آگاهانه و انقلابی مردم در آن، تضمینکننده حفظ سنگرها و جلوگیری از نفوذ دشمن است.
فقه حضور: بایستههای مردمی بودن در تنگه خیابانها
همانطور که حضور در تنگه احد، مستلزم رعایت اصولی بود، حضور مردم در «تنگه خیابانها» نیز نیازمند رعایت مجموعهای از بایستهها و اصولی است تا بتواند اثربخش و پایدار باشد. این فقه حضور، چارچوبی را برای مشارکت مؤثر و مسئولانه مردم فراهم میآورد:
- هوشیاری و بصیرت
مهمترین رکن حضور در «تنگه خیابانها»، هوشیاری و بصیرت است. مردم باید بتوانند صف دوست را از دشمن تشخیص دهند. در دام فتنهها و شعارهای انحرافی نیفتند. منافقین و عوامل دشمن، همواره در پی سوءاستفاده از احساسات مردم و انحراف مسیر حرکت آنها هستند. حضور بصیرتمندانه یعنی درک درست از شرایط، تشخیص اولویتها و عدم همراهی با جریاناتی که به ضرر منافع ملی است.
- حفظ نظم و قانون
حضور مردم در خیابانها، باید در چارچوب نظم عمومی و قوانین کشور باشد. هرگونه اقدام خارج از قانون، بهانهای به دست دشمنان میدهد تا حضور مردمی را «اغتشاش» و «هرج و مرج» جلوه دهند. حفظ نظم، خود نشانهای از بلوغ سیاسی و مسئولیتپذیری ملت است.
- انسجام و وحدت کلمه
«خیابان تنگه احد» متعلق به همه دلسوزان نظام و ملت است. حضور مردم باید نمادی از وحدت و یکپارچگی باشد، نه تفرقه. اختلافات جناحی، حزبی و سیاسی، نباید مانع از حضور مشترک در این سنگر حیاتی شود. دشمن همواره به دنبال ایجاد شکاف در صفوف ملت است. حضور متحد، قویترین پیام را به دشمن مخابره میکند. لذا هم مسؤولین و هم مردم باید در اظهارنظرها و شعارهایشان دقت لازم را داشته باشند.
- نمایش اقتدار مسالمتآمیز
حضور مردم در «تنگه خیابانها»، در وهله اول، باید نمایشی از اقتدار ملی و اراده ملت باشد. این اقتدار، لزوماً به معنای خشونت نیست؛ بلکه به معنای نمایش قدرت نرم و سخت نظام، انسجام مردمی و عزم راسخ برای حفظ دستاوردهاست. این حضور، دشمن را مرعوب میکند و در عین حال، اطمینان خاطری برای دلسوزان نظام فراهم میآورد.
- حمایت از نیروهای حافظ امنیت و نظام و نیروهای مسلح جان بر کف
در شرایطی که نیروهای مسلح و حافظان امنیت کشور در خط مقدم مقابله با تهدیدات قرار دارند، حضور مردم در خیابانها، به ویژه در زمان درگیریها، باید نشاندهنده حمایت قاطع و همهجانبه مردمی از این نیروها باشد. این حمایت، روحیه این عزیزان را تقویت کرده و دشمن را در تحقق اهداف شوم خود ناکام میگذارد.
این بایستهها، نه تنها مانع از سوءاستفاده دشمن میشوند، بلکه حضور مردم را به عاملی مؤثر و سازنده در حفظ و تقویت پایههای نظام و ملت تبدیل میکنند.
تجربه «تنگه احد»؛ چراغ راه امروز ما
تاریخ انقلاب اسلامی، مملو از تجربیاتی است که نقش تعیینکننده حضور مردم را در بزنگاههای حساس به اثبات رسانده است. از پیروزی انقلاب اسلامی که خیابانها صحنه نمایش اراده میلیونی مردم علیه رژیم ستمشاهی بود، تا دوران دفاع مقدس که حضور در جبههها و پشتیبانی از رزمندگان، معنای واقعی «حفظ سنگر» را به نمایش گذاشت. همچنین، در دورانهای پس از جنگ، مانند مقابله با فتنههایی چون فتنه ۸۸ یا تحرکات سال ۹۸ و یا جنگ رمضان ۱۴۰۴ که به شهادت رهبر معظم انقلاب و عدهای از فرماندهان نیروهای مسلح و مردم بیگناه و دانشآموزان بویژه دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب منجر شد، حضور بهموقع و بصیرتمندان مردم در خیابانها، نقشه دشمنان را نقش بر آب میکند.
این تجربیات به ما آموختهاند که دشمن، حساب ویژهای روی خالی شدن خیابانها و سکوت مردم باز میکند. آنها میدانند که اگر مردم، سنگر و تنگه خیابانها را رها کنند، همانند رها کردن تنگه احد، فرصتی طلایی به دشمن داده میشود تا ضربه نهایی خود را وارد کند. این ضربه میتواند به شکلهای مختلفی ظاهر شود: از فروپاشی انسجام اجتماعی گرفته تا تسهیل نفوذ عوامل دشمن و تضعیف اراده مسئولان و حتی فروپاشی نظام اسلامی.
اما برعکس، وقتی مردم در خیابان تنگه احد حاضر میشوند، خود به یک مانع و سپر دفاعی تبدیل میگردند. حضور آنها، ابتکار عمل را از دشمن میگیرد، پیام مقاومت و ایستادگی را تقویت میکند و امید را در دلها زنده نگه میدارد. این حضور، به دشمن میگوید که هرگونه تلاش برای ضربه زدن به این ملت، با سدّی پولادین از اراده مردمی مواجه خواهد شد.
نتیجه گیری
در پایان، بار دیگر بر این حقیقت تأکید میکنیم: خیابانهای امروز، تنگه احد ماست.»این استعاره، نه برای تحریک احساسات، که برای تبیین یک واقعیت راهبردی به کار رفته است. در شرایط کنونی که ملت ایران با تهدیداتی چون ترور و به شهادت رساندن رهبر انقلاب و بعضی از فرماندهان نیروهای مسلح ، درگیریهای مسلحانه و تحرکات پیدا و پنهان منافقین و عوامل نفوذی دشمن مواجه است؛ حضور فعال، آگاهانه و مستمر مردم در خیابانها، حیاتیترین سنگر دفاع از نظام، انقلاب و دستاوردهای ملی است.
این حضور، پاسخی قاطع به ترورها، واکنشی قدرتمند به درگیریها و خنثیکنندهی تمامی فتنهها و توطئههای دشمن است. هر شهروند ایرانی، با حضور خود در این خیابان تنگه احد، به یک مدافع و نگهبان تبدیل میشود. این حضور، نمایش اقتدار ملی، نماد وحدت و همبستگی، و تضمینکننده امید به آینده و تیری به قلب دشمن و نقشههای شوم آنان است.
دشمن، چشم به خالی شدن این سنگر دوخته است؛ اما ملت ایران، با درسآموزی از تاریخ و با تکیه بر بصیرت و اراده خود، هرگز اجازه نخواهد داد که خیابان تنگه احد رها شود. با حضورمان، نه تنها از این سنگر دفاع خواهیم کرد، بلکه با همین حضور، اراده شکستناپذیر ملت را به نمایش گذاشته و فتح نهایی را در سایه همین مقاومت و ایستادگی رقم خواهیم زد. خیابانها تنگه احد است؛ با حضورمان فتح میکنیم.
[۱] . پیامبر پنجاه تیرانداز به فرماندهی عبدالله بن جبیر بر فراز کوه عینین گمارد و با تأکید بسیار به او فرمود: سواران دشمن را با تیراندازی لز ما دفع کن تا از پشت سر به ما حمله نکنند، چه پیروز شویم و چه شکست بخوریم تو در جای خود استوار بمان. درسنامه آشنایی با تاریخ اسلام، ج۱، ص۲۰۶.
