در مطالعات راهبردی، پدیدهها زمانی ابعاد استراتژیک به خود میگیرند که بتوانند موازنه قدرت را تغییر دهند، عمق نفوذ ایجاد کنند، بازدارندگی بسازند و بر معادلات کلان منطقهای اثر بگذارند. با این نگاه، رویداد عظیم اربعین حسینی دیگر صرفاً یک مناسک مذهبی یا یک سفر زیارتی تقویمی نیست؛ بلکه یکی از پیچیدهترین و قدرتمندترین پدیدههای استراتژیک دوران معاصر و گرانیگاه قدرت نرم امت اسلامی است. امنیت در پدیده اربعین محصول کارکرد دستگاههای نظامی و انتظامی دولتها نیست؛ بلکه این رویداد دارای یک موتور تولید امنیت درونی است که ریشه در منطق دینی و استنباط راهبردی از نصوص الهی دارد. اگر امنیت امت را شبکهای به هم پیوسته از امنیتهای فیزیکی، شناختی، هویتی و اجتماعی بدانیم، قرآن و روایات معتبر در قالب اربعین در حال تأسیس یک معماری راهبردی برای این امنیت هستند.
✍️یونس خواجه وندی | پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی
۱. مرزهای هویتی شعائر اسلامی
در منطق حکمرانی امنیتی، تأمین نیازهای اولیه و ایمنی، پیششرط و زیرساخت هرگونه کنش اجتماعی است. قرآن کریم این اصل راهبردی را در سوره قریش به عنوان بستر شکلگیری عبادت جمعی مفهومسازی کرده و میفرماید: ﴿فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ، الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾. پس باید پروردگار این خانه را عبادت کنند؛ همان که آنان را از گرسنگی رهایی داد و از ترس ایمن ساخت. خداوند رفع فروپاشی لجستیکی (گرسنگی) و امنیتی (ترس) را مقدمه و بستر عبادت قرار داده است. منطقاً استدلال مستخرج از این آیه چنین است که هر پدیدهای در دایره شعائر الهی، تحقق آن منوط به پایداری محیط لجستیکی و امنیتی است. از این منظر، مدیریت مرزها، کنترل ازدحام و زیرساختهای حملونقل در مسیر اربعین، صرفاً خدمات رفاهی نیستند؛ بلکه مستقیماً تأمینکننده امکان اقامه شعیره محسوب میشوند. اگر دستگاههای مسئول یا زائران با بیتدبیری موجب ترافیک فلجکننده یا ایجاد گرههای جمعیتی خطرناک شوند، از منظر فقه امنیت، در اقامه یک نماد هویتی اخلال ایجاد کردهاند. در نتیجه، برنامهریزی استراتژیک زیرساختهای فیزیکی، بخشی از فرایند تعظیم شعائر و پایه نخست امنیت امت به شمار میرود. امنیت در جهان درهمتنیده امروز، تنها حفظ مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه حفظ مرزهای معنایی و هویتی است. از بین رفتن نشانههای تمایز یک جامعه، مقدمه فروپاشی نرم آن است. در فقه سیاسی، زیارت اربعین دقیقاً کارکرد تولید مرز معنایی دارد. در روایت معتبری از امام حسن عسکری علیهالسلام، زیارت اربعین عنوان یکی از پنج نشانه مؤمن معرفی شده است. استنباط راهبردی این است که زیارت اربعین در جایگاه یک نشانه و شناسه قرار دارد. نشانه در ادبیات استراتژیک یعنی المان هویتساز؛ چیزی که خودی را متمایز کرده و یک کلونی جمعیتی را به شبکهای منسجم پیوند میزند. زنجیره استدلال اینگونه شکل میگیرد که زیارت اربعین نشانگر هویت امت مقاومت است و هر نشانگر هویتی بسیجکننده، هدف نخست تهدیدات نرم، تحریف و استحاله دشمنان قرار میگیرد. در نتیجه، امنیت اربعین فراتر از جان زائر، به معنای حفاظت از معنای اصیل این پدیده است. اگر این حرکت عظیم به یک تجمع بیتفاوت نسبت به مسائل حیاتی جهان اسلام تقلیل یابد، امنیت هویتی آن دچار فروپاشی شده است.
۲. سرمایه اجتماعی امت اسلامی
در تجمعات انبوه انسانیِ مقیاس میلیونی، تهدیدات همواره ماهیت سخت و فیزیکی ندارند؛ بلکه بخش عمدهای از آسیبپذیریها در بستر عملیات روانی شکل میگیرد. در این محیط پرالتهاب، یک شایعه میتواند به سرعت رفتار تودهها را تغییر داده و به وحشت جمعی و بحرانهای غیرقابلکنترل بینجامد. قرآن کریم در ترسیم معماری امنیتی، قاعده دقیقی وضع کرده که مستقیماً ناظر بر همین مؤلفه امنیتی است. خداوند در آیه ۸۳ سوره نساء میفرماید: ﴿وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ…﴾. بر اساس این نص صریح، رفتار کسانی که اخبار خام و تأییدنشده درباره «وضعیتهای امن» یا «مخاطرهآمیز» را منتشر میکنند، نفی شده و دستور داده میشود که این دادههای حساس باید به مراجع صلاحیتدار ارجاع داده شوند. با استنتاج راهبردی از این قاعده قرآنی در مختصات اربعین، درمییابیم که انتشار شایعاتی نظیر انسداد مرزها، کمبود منابع لجستیکی، یا بروز تنشهای ملیتی، صرفاً یک خطای رسانهای نیست؛ بلکه ضربه مستقیم به «مؤلفه امنیت شناختی» است که موجب فلج شدن سیستم مدیریت بحران میشود. بنابراین، پرهیز از انتشار اخبار خام، یک الزام قطعی امنیتی است. این مؤلفه امنیتی، تطابق کاملی با فلسفه ذاتی این مناسک دارد. در متن زیارت اربعین، هدف غایی قیام سیدالشهدا (ع) نجات جامعه از «جهالت و سرگردانی» بیان شده است. امروزه، هدف اصلی بمباران اطلاعاتی دشمن، تولید همین «حیرت» و فلج کردن قوه تشخیص امت است. از منظر منطق راهبردی، اربعین به عنوان ماشین تولید آگاهی، باید پادزهر این جنگ شناختی باشد، نه آنکه زائران با فقدان سواد امنیتی و بازنشر شایعات، خود به ابزاری برای تولید حیرت و تضعیف ثبات درونشبکهایِ این رویداد استراتژیک تبدیل شوند.
۳. بازدارندگی راهبردی پدیده اربعین
هدف نهایی امنیت امت، تولید بازدارندگی در برابر سیستمهای سلطه است و اربعین پتانسیل بزرگترین رزمایش قدرت نرم جهان اسلام را دارد. بازدارندگی در تفکر مقاومت، بازدارندگی ارادههاست؛ نمایشی که ثابت میکند جامعه سازمانیافته برای آرمان، با فشار بیرونی فرو نمیریزد. اما این قدرت نرم یک شرط اساسی دارد و آن انسجام درونی است. قرآن کریم هرگونه تنش درونشبکهای را عامل زوال استراتژیک میداند و در سوره انفال میفرماید: ﴿وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ﴾. با یکدیگر نزاع نکنید که سست میشوید و هیبت و قدرت شما از میان میرود. این مفاهیم معادل فلج شدن سیستم تصمیمگیری و زوال قدرت بازدارندگی است. در محیطی با تنوع ملی و جریانی، اگر تفاوتها به کشمکش ختم شود، سیستم دچار فلج درونی میگردد. قدرت بازدارنده امت وابسته به تصویری است که از یکپارچگی این جمعیت عظیم مخابره میشود. انتقال دعواهای سیاسی، رقابتهای ملیتی یا برخوردهای تخریبی، مستقیماً مصداق نزاع قرآنی است. خروجی این نزاع، از بین رفتن هیبت جمعی است و دشمنی که درگیریهای فرساینده را ببیند، نه تنها مرعوب نمیشود بلکه برای بهرهبرداری طمع میکند. بنابراین، وحدت در اربعین شعاری آرمانی نیست؛ بلکه تفکر اصلی حفظ قدرت راهبردی امت است.
در یک نگاه جامع راهبردی، اربعین دیگر متغیری وابسته نیست؛ بلکه پدیدهای استراتژیک، ماشین تولید اراده، موتور همگرایی منطقهای و رزمایش تمدنسازی اسلامی است. تقلیل این پدیده به سفری زیارتی صرف، خطای راهبردی است. با استناد به منطق قرآنی، اربعین نظام جامع تولید امنیت است که در آن امنیت فیزیکی پیششرط اقامه شعیره، امنیت هویتی ضامن حفظ مرزهای اعتقادی، امنیت شناختی مانع نفوذ جنگ روانی، امنیت اجتماعی مبتنی بر حفظ کرامت میزبان، و بازدارندگی راهبردی محصول مهار نزاعهای درونی است. مادامی که این حرکت بر مدار معرفت، وحدت فراملی و مقابله با نظام سلطه استوار بماند، در جهان شبکهای امروز هیچ تهدید بیرونی توان شکستن حصار امنیتی امت را نخواهد داشت؛ چرا که در این معماری نوین، زائران از شهروندانی منفعل، به کنشگران استراتژیک سازنده امنیت تبدیل شدهاند.
