علی‌الاصول نظر دیگری داشتم؛ درآمدی بر هفت اصل مکتب امام

پس از انعقاد تفاهم‌نامه اخیر میان رؤسای جمهور جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا فضای سیاسی و تحلیلی با پرسش‌های بنیادینی پیرامون رویکردهای کلان دیپلماتیک مواجه شد. در این میان پیام مقام معظم رهبری و تصریح تاریخی ایشان مبنی بر اینکه «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» نقطه عطفی برای تأمل در مبانی معرفتی و سیاسی انقلاب اسلامی ایجاد کرد. درک عمیق این گزاره کلیدی و فهم چرایی تفاوت دیدگاه ایشان در سطح راهبردی به خوانش دقیق اصول حاکم بر مکتب سیاسی جمهوری اسلامی نیاز دارد. این اصول فراتر از تاکتیک‌های مقطعی نقشه راه و هندسه هویتی نظام را ترسیم می‌کنند. برای شناخت دقیق این مبانی بیانات امام خامنه‌ای شهید در چهاردهم خردادماه ۱۳۹۴ جامع‌ترین و متقن‌ترین متن مرجع است.

 

✍️حجت الاسلام و المسلمین دکتر رسول حکمی | پژوهشگر حوزه فقه امنیت

 

زیرا رهبر شهید انقلاب در آن سخنرانی راهبردی برای جلوگیری از تحریف خط امام و حفظ جهت‌گیری اصیل نظام مکتب سیاسی امام خمینی (ره) را در قالب هفت اصل اساسی صورت‌بندی و ارائه کرده‌اند. به نظر می‌رسد همین اصول پشتوانه اختلاف نظر مقام معظم رهبری با دیگر مسئولین در دوران کنونی است. از این‌رو برای درک روشن آن چارچوب اصولی مدنظر و فهم دقیق مختصات نظریه وی به بازخوانی و تشریح این اصول هفت‌گانه خواهیم پرداخت.

اصول انقلاب اسلامی و مکتب امام خمینی در بیانات رهبر شهید

اصل اول: اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی

اولین اصلی که آیت اله خامنه‌ای آن را از اصول انقلاب و مکتب امام خمینی بیان نموده است اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی می‌باشد. ایشان در این چارچوب اسلام آمریکایی را دارای دو شاخه اصلی یعنی اسلام سکولار و اسلام متحجر معرفی می‌کنند. در این نگاه اسلام سکولار دین را از ساحت حکمرانی و رفتارهای اجتماعی جدا می‌سازد. اسلام متحجر نیز قرائتی واپس‌گرا متعصبانه و غیرقابل‌فهم را برای انسان نواندیش ارائه می‌دهد. بر اساس این تحلیل هر دو قرائت ظاهراً متضاد به‌طور سیستماتیک مورد حمایت قدرت‌های استکباری و آمریکا قرار می‌گیرند. مصداق بارز این انحراف در جریان‌هایی مانند اسلام داعشی روحانی‌نماهای درباری و اسلام بی‌تفاوت در برابر جنایات مستکبران مشاهده می‌شود. در نقطه مقابل اسلام ناب محمدی انحصاراً بر پایه کتاب و سنت و با تکیه بر روش‌های دقیق اجتهادی استنباط می‌گردد. البته کارآمدی این روش علمی تنها با روشن‌بینی درک عمیق از مقتضیات زمان و مکان و شناخت نیازهای روزآمد جوامع اسلامی تضمین می‌شود. همچنین داشتن بصیرت در دشمن‌شناسی و آگاهی از شیوه‌های تقابل نظام سلطه برای تحقق این مکتب ضرورت دارد. بنابراین پیروی راستین از مکتب امام خمینی ایجاب می‌کند که جامعه اسلامی همواره مرزبندی دقیقی با هر دو جریان تحجر و سکولاریسم داشته باشد.

اصل دوم: اتکال به کمک الهی و بی‌اعتمادی به مستکبران

دومین اصلی که در چارچوب مکتب امام خمینی توسط آیت‌الله سید علی خامنه‌ای بیان شده است اصل اتکال به کمک الهی و بی‌اعتمادی مطلق به قدرت‌های مستکبر جهانی است. در این دیدگاه اعتقاد به صدق وعده‌های خداوند یکی از ارکان بنیادین تفکر سیاسی محسوب می‌شود. بر این اساس هرگونه دل‌بستن به وعده‌های قدرت‌های استکباری کاملاً مردود و باطل شمرده شده است. ایشان در ادامه همین تحلیل اتکای عمیق به پروردگار را از اسباب صراحت و قاطعیت در مواضع انقلابی بنیان‌گذار انقلاب اسلامی بیان نموده‌اند و با اشاره به برخی از دوره‌های تاریخی تصریح نموده‌اند که ایشان بدون ترس از خشم قدرت‌های جهانی و بدون هیچ‌گونه انفعالی مسیر استقلال‌طلبی را پیگیری می‌کردند. بی‌اعتنایی قاطع به پیام‌های مقامات ارشد آمریکایی و رد پیشنهادهای فریبنده مادی در دوران جنگ تحمیلی برخی از مصادیق بارز این استراتژی تلقی می‌شوند. علاوه بر این این روحیه توکل از طریق ایشان در کالبد جامعه ایرانی نیز تزریق گردید. ایشان همچنین با تمایز قائل شدن میان بی‌اعتمادی و انزوای سیاسی و رد تفسیر قطع رابطه با جهان رویکرد بی‌اعتمادی به حرف‌ها و وعده‌های پنهان و آشکار مستکبران را برای شرایط امروز نیز امری ثابت می‌دانند و تأکید می‌کنند که تعاملات دیپلماتیک متعارف باید همواره با هوشیاری کامل و بدون کوچک‌ترین خوش‌بینی به نظام سلطه پیش برود. این رویکرد به نظر می‌رسد همچنان مورد توجه مقام معظم رهبری قرار دارد و یکی از اصول اساسی در بروز اختلاف نظر یادشده نیز همین مسئله به شمار می‌آید.

اصل سوم: مردم‌باوری

«اعتقاد به اراده مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی» سومین اصلی است که آیت الله خامنه‌ای آن را از خطوط اصلی حرکت امام برشمردند. از منظر ایشان امام با تکیه بر این اصل همواره هشدار دادند که مسائل اقتصادی نظامی سازندگی و تبلیغات را به مردم بسپارید و از وابستگی همه کارها به دولت پرهیز کنید. ایشان با استناد به رفتار امام تأکید کردند که این اعتماد نه یک شعار بلکه در نهادهای عینی مثل سپاه بسیج جهاد سازندگی و بالاتر از همه التزام بی‌وقفه به انتخابات در اوج جنگ تحمیلی تجلی یافت؛ به‌گونه‌ای که امام هرگز اجازه ندادند یک روز انتخابات به تعویق بیفتد و خود همواره در اولین ساعات پای صندوق رأی حاضر میشدند. اما فراتر از این رفتارها ایشان تعبیر کلیدی امام را نقطه عطف این اصل معرفی کردند: «مردم ولی نعمت ما هستند»؛ تعبیری که جایگاه مردم را از یک رای دهنده صرف به مرجع تشخیص و فصل‌الخطاب نظام ارتقا داد و خود امام نیز در عمل خود را «خادم ملت» معرفی میکردند نه رهبری فرادست.

اصل چهارم: حمایت از محرومان و مستضعفان

چهارمین اصلی که امام شهید از مکتب امام خمینی استخراج نمودند حمایت از محرومان و مستضعفان رد نابرابری و مبارزه با اشرافیگری است. در تحلیل ایشان امام خمینی از یک سو با شدت نابرابری اقتصادی را رد میکردند و از سوی دیگر اشرافیگری را با تلخی نفی مینمودند. همچنین ایشان طرفداری از مستضعفان را یکی از پرتکرارترین مضامین بیانات امام برشمردند و تأکید کردند که همه باید برای ریشهکنی فقر و خارج کردن محرومان از محرومیت تلاش کنند. از منظر ایشان امام در کنار این حمایت به مسئولان کشور دربارهی خوی کاخنشینی هشدار میداد و با استناد به آیهی قرآن همه را از این خوی برحذر میداشت. ایشان یادآور شدند که امام مکرّراً بر وفاداری طبقات ضعیف تأکید میکرد و میگفت که همین کوخنشینان فقرا و محرومانند که صحنههای انقلاب را پر کردهاند اعتراض نمیکنند و در میدانهای خطر حاضر میشوند؛ در مقابل کسانی که برخورداری بیشتری داشتند در مواقع مشکل بیشتر ابراز نارضایی میکردند. ایشان این وفاداری طبقات متوسط و محروم را از نظر امام یک امر برجسته برشمردند و افزودند که امام بر مصرف درست بیتالمال و پرهیز از اسراف نیز تأکید میورزیدند. در نهایت ایشان این مجموعه را بهعنوان خط اساسی عدالت اجتماعی طرفداری از محرومان و دوری از خوی اشرافیگری و تجمّلگرایی ترسیم کردند.

اصل پنجم:  مخالفت صریح با مستکبران

پنجمین اصلی که امام شهید از مکتب امام خمینی استخراج نمودند جبهه گیری صریح و بی‌ملاحظه در برابر قلدران بین‌المللی و حمایت همه‌جانبه از مظلومان جهان است. در تحلیل ایشان امام خمینی نه‌تنها در مقابله میان مستکبران و مظلومان بدون هیچ تقیه‌ای در جبهه مظلومان قرار می‌گرفت بلکه با مستکبران هرگز سر آشتی نداشت. ایشان واژه «شیطان بزرگ» را ابداعی عجیب از سوی امام معرفی کردند که امتداد معرفتی و عملی گستردهای به دنبال داشت؛ چراکه وقتی دستگاهی شیطان خوانده شود رفتار و احساسات متناسب با آن خودبه‌خود تولید می‌شود. از منظر ایشان امام تا آخرین روز این عنوان را نه فقط بر زبان بلکه از بن دندان باور داشت. در ادامه ایشان به اختلاف عمده دولت موقت با امام در همین مسئله اشاره کردند و یادآور شدند که برخی نمی‌فهمیدند آمریکا عقبه تغذیه‌کننده رژیم طاغوت است؛ رژیمی که ساقط شده اما آن دستگاه تغذیه کننده همچنان فعال باقی مانده و اگر مجال یابد دوباره ضربه خواهد زد. امام این را از روز اول دید و با آن مقابله کرد؛ از این رو موضعگیری ایشان در قضیه لانه جاسوسی ناشی از همین نگاه بود. ایشان سپس به حمایت‌های متقابل امام از فلسطین، افغانستان و لبنان پرداختند و خاطرنشان ساختند که امام در همان روزگار درگیری با آمریکا در برابر شوروی اشغالگر نیز موضعی قاطع گرفت؛ موضعی که حتی دولت‌های غربگرا نیز از گرفتن آن دریغ می‌کردند. در ادامه ایشان با ترسیم منطق امام به ظالم و مظلوم بر حمایت دائمی ازجبهه مظلوم تصریح نمودند و با تطبیق آن بر مخالفت با داعش، پلیس فدرال آمریکا، محاصره غزه، و ظلم به یمن و سختگیری حاکمیتی در بحرین منطق مخالفت خود را بیان نمودند و همچنانبر مساله فلسطین به عنوان دستورکار غیر قابل تغییر نظام اسلامی تاکید نمودند.

اصل ششم: اعتقاد به استقلال ملی و رد سلطه پذیری

از دیگر نقاط اصلی و خطوط اساسی تفکر امام که امام شهید در شمارش اصول مکتب، آن را به‌عنوان ششمین اصل برشمردند، مسئله استقلال کشور و رد سلطه پذیری است. ایشان در تبیین این اصل، استقلال را «آزادی در مقیاس یک ملت» تعریف کردند و این تعریف را تمایز نگاه امام با دیگر خوانش‌ها قرار دادند. از منظر ایشان، کسانی که در زبان یا شعار، به آزادی‌های فردی اهمیت میدهند، اما علیه استقلال کشور سخن میگویند، دچار یک تناقض آشکار هستند. چرا که اگر آزادی یک فرد محترم است، آزادی یک ملت در برابر تحریمها و تهدیدهای بیگانگان نیز باید محترم شمرده شود. ایشان به تلاشهای تئوریک برای نفی استقلال اشاره کردند و هشدار دادند که برخی، استقلال را به انزوا تعبیر میکنند یا آن را ارزشی منسوخ در جهان امروز معرفی مینمایند. اینها را یک غلط بزرگ و خطایی بسیار مهم و خطرناک نامیدند. در ادامه، ایشان با استناد به رفتار امام، یادآور شدند که امام همواره به استقلال کشور و رد سلطه بیگانه، معتقد بود و دشمن نیز در طول این سالها با تحریم و تهدید، دقیقاً همین استقلال را هدف گرفته است. ایشان در پایان، هوشیاری در برابر توطئه‌های دشمن را وظیفه‌ای همگانی دانستند و این اصل را نیز همچون دیگر اصول، یکی از خطوط اصلی حرکت امام معرفی کردند.

اصل هفتم: تکیه بر وحدت ملی

هفتمین و آخرین اصلی که در تحلیل مکتب امام خمینی توسط امام دوم انقلاب اسلامی تبیین شده است مساله وحدت ملی و توجه به توطئه‌های اختلاف آمیز است. ایشان با رد هرگونه تفرقه در اندیشه امام خمینی، خواه از وع تفرقههای مذهبی باشند یا قومی، آن را سیاست قطعی دشمن شمردند و بر لزوم وحدت ملی و پیگیری همین خط در دوره کنونی تاکید کردند. در ادامه ایشان با تحلیل رفتار آمریکا در برخورد با اسلام و تفاوت میان اسلام شیعه و اسلام سنی، بر موضوع یه‌گانه چمهوری اسلامی ایران و نفی‌دوگانه انگاری ان اشاره کردند و نشان دادند که جمهوری اسلامی ایران بر پایه یک رویکرد امت‌سازانه به همان صورتی که از برادران فلسطینی سنی حمایت نمود به همان صورت هم از برادران حزب الله لبنان حمایت نموده است. ایشان طرح مسئلهی «هلال شیعی» توسط نوکران آمریکا را نشانه سیاست‌های تفرقه‌افکن دانستند و مماشات آمریکایی‌ها با گروه‌های تکفیری در عراق و سوریه را گواهی بر نقش برجسته تفرقه در استراتژی دشمنان اسلام برشمردند. ایشان به شیعه و سنی هشدار دادند که بازی دشمن را نخورند و تصریح کردند که آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از لندن صادر شود، هر دو برادران شیطان و عوامل استکبار هستند.

جمع‌بندی

پس از انعقاد تفاهم‌نامه اخیر و تصریح تاریخی مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم»، بازخوانی هفت اصلی که امام شهید انقلاب اسلامی در چهاردهم خرداد ۱۳۹۴ از مکتب امام خمینی استخراج نمودند، چارچوب نظری تفاوت نظر امام سوم انقلاب با نظرهای کنونی را آشکار می‌سازد. این اصول که شامل اثبات اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی با دو شاخهی سکولار و متحجر، اتکال به وعده الهی و بی‌اعتمادی مطلق به مستکبران، مردم‌باوری و نفی تمرکزهای دولتی، حمایت از محرومان و مبارزه با اشرافی‌گری، جبهه‌گیری صریح علیه قلدران بین‌المللی و حمایت از مظلومان، استقلال به‌مثابه آزادی یک ملت، و وحدت ملی در برابر توطئه‌های تفرقه‌افکن است، در مجموع هندسه هویتی نظام را ترسیم می‌کنند که در آن، هیچ‌گونه مماشات با وعده‌های استکباری، سلطه‌پذیری، یا بی‌توجهی به اراده مردم و عدالت جایگاهی ندارد. از اینرو، اختلاف نظر رهبری با رویکردهای رایج در مقطع کنونی، نه یک اختلاف سلیقه‌ای یا تاکتیکی، بلکه انعکاس پایبندی به همین اصول راهبردی است و درک این اصول برای تحلیل دقیق جهت‌گیری‌های آینده نظام، ضرورتی انکارناپذیر محسوب می‌شود. مهمترین وجه ضروت توجه به این اصول را می‌توان در این بیان رهبری جستجو نمود که : «اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد».

مهم‌ترین اصول امام خمینی(رحمه‌الله)
۱ اثبات اسلام ناب محمدی
و نفی اسلام آمریکایی
اسلام ناب از نظر امام بزرگوار آن اسلام متکی به کتاب و سنت است که با فکر روشن با آشنایی با زمان و مکان با شیوه و متد علمی جاافتاده و تکمیل شده در حوزه‌های علمیه استنباط می‌شود و به‌دست می‌آید.
اسلام آمریکایی دوشاخه بیشتر ندارد: یکی اسلام سکولار و دیگری اسلام متحجر.
۲ اعتماد به وعده‌ی الهی و بی‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی اعتماد به قدرت پروردگار موجب می‌شد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد چون اتکاء به خدا داشت. نه اینکه نمی‌دانست قدرت‌ها بدشان می‌آید و عصبانی می‌شوند می‌دانست؛ اما به قدرت الهی و نصرت الهی باور داشت.
۳ اعتقاد به اراده مردم و نیروی مردم و  مخالفت با تمرکزهای دولتی در آن روزها سعی می‌شد به خاطر یک برداشت نادرست همه‌ی کارهای اقتصادی کشور به دولت موکول شود امام بارها و بارها هشدار می‌داد در مسائل اقتصادی نظامی سازندگی کشور تبلیغات و بالاتر از همه انتخابات کشور به مردم اعتماد داشت.
۴ حمایت از محرومان و مستضعفان و مخالفت با خوی کاخ‌نشینی همه باید تلاش کنند که محرومان را از محرومیت بیرون بیاورند تا آن جایی که در توان کشور است به محرومان کمک کنند امام مکرر می‌گفت این کوخ‌نشینان‌ و فقرا و محرومان‌اند که این صحنه‌ها را پر کردند با وجود محرومیت‌ها اعتراض هم نمی‌کنند در میدانهای خطر هم حاضر می‌شوند.
۵ مخالفت صریح با جبهه‌ی قلدران بین المللی و مستکبران امام با مستکبرین سر آشتی نداشت واژه «شیطان بزرگ» برای آمریکا یک ابداع عجیبی از سوی امام بود وقتی شما یک دستگاهی را شیطان دانستید معلوم است که باید رفتار و احساسات شما در مقابل او چگونه باشد امام تا روز آخر نسبت به آمریکا همین احساس را داشت عنوان «شیطان بزرگ» را هم به کار می‌برد.
۶ اعتقاد به استقلال ملی و رد سلطه پذیری استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت. اینی که بعضی در زبان یا در شعار دنبال آزادی‌های فردی باشند اما علیه استقلال کشور حرف بزنند این یک تناقض است.
۷ تکیه بر وحدت ملی توجه به توطئه‌های تفرقه‌افکن چه تفرقه بر اساس مذهب شیعه و سنی چه تفرقه بر اساس قومیت‌ها [از خطوط اصلی امام بود] تفرقه‌افکنی یکی از سیاست‌های قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما بر روی وحدت ملی و اتحاد آحاد ملت یک تکیه کم‌نظیر داشت.
اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم ملت ایران سیلی خواهد خورد.

برچسب ها:
این مقاله را به اشتراک بگذارید