پیمان دفاعی مکه هراس‌ها و امیدها

پیمان دفاعی مشترک مکه که در جده و در تاریخ ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ میان محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، به امضا رسید، از سازوکاری برای دفاع جمعی برخوردار است که از حیث منطق تعهد متقابل، با ماده ۵ پیمان ناتو (NATO, 1949, April 4) قابل مقایسه است. بر اساس این سازوکار، تعرض مسلحانه علیه یکی از کشورهای عضو، تهدیدی علیه امنیت مشترک تلقی شده و واکنش و حمایت متقابل اعضا را در پی خواهد داشت. با این حال، مشابهت آن با ماده ۵ ناتو لزوما به معنای برخورداری از همان سطح از تعهدات حقوقی، ساختار فرماندهی یکپارچه و سازوکارهای عملیاتی ناتو نیست. در ادامه سه نکته مهم قابل توجه است:

 

✍️سیدکاظم سیدباقری | دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 

۱. ساختار سه‌گانه ائتلاف؛ همکاری در ظرفیت‌های راهبردی

این پیمان واکنشی به تحولات جغرافیای سیاسی و راهبردی منطقه و نتیجه تکامل روابط تاریخی چنددهه‌ای سه کشور است. عربستان سعودی به عنوان لنگرگاه مالی ائتلاف با هزینه‌ای بسیار بالا ( بیش از ۸۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶) در حوزه دفاعی (defensebudget.org, ۲۰۲۶) و موقعیت راهبردی در دریای سرخ عمل می‌کند. ترکیه با تأمین فناوری پیشرفته دفاعی به ویژه پهپادی و فرماندهی میدانی، با جایگاه خود به عنوان دومین ارتش ناتو نقش کلیدی ایفا می‌کند. پاکستان نیز به عنوان تنها کشور مسلمان دارای تسلیحات هسته‌ای، با ارتشی باتجربه در عملیات‌های ضدشورش، نقش تأمین‌کننده نیروی انسانی، عمق راهبردی و بازدارندگی هسته‌ای را بر عهده دارد.

۲. بسترهای شکل‌گیری؛ گذار از نظم امنیتی سنتی

پس از جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، تردید جدی نسبت به کارآمدی الگوهای امنیتی متکی بر تضمین‌های خارجی، به‌ویژه تکیه سنتی به حمایت‌های غربی و آمریکایی، در کنار ضرورت پاسخ‌گویی به تهدیدهای چندلایه منطقه‌ای، از جمله عوامل مؤثر در شکل‌گیری این ائتلاف منطقه‌ای به شمار می‌رود. تشدید درگیری های منطقه‌ای و حملات متقابل، از جمله حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس پرسش‌هایی جدی درباره میزان توانایی و آمادگی آمریکا برای ایفای نقش به‌عنوان تأمین‌کننده سنتی امنیت منطقه ایجاد کرده است. افزون بر این، احتمال گسترش دامنه درگیری‌های منطقه‌ای، نگرانی از توسعه حضور و عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در جهان عرب، از جمله حمله موشکی به قطر و تداوم حملات آن به لبنان و سوریه و نیز خطرات و اختلالات احتمالی در امنیت دریانوردی، از دیگر زمینه‌هایی است که ضرورت تقویت سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای و شکل‌گیری این پیمان را برجسته ساخته است.

به هر حال این نکته راهبردی را باید در ذهن داشت که افول اعتماد به امنیت‌های عاریتی و اتکای یک‌جانبه به تضمین‌های امنیتی قدرت‌های خارجی به ویژه آمریکا، از عوامل مهم در بازنگری کشورهای منطقه درباره ائتلاف های امنیتی موجود و حرکت به سوی سازوکارهای بومی همکاری دفاعی و امنیتی است.

۳. از واقعیت ها تا چالش ها

پاکستان با استقرار هزاران نیروی نظامی (از ۸ هزار تا ۱۳ هزار در نوسان است) در عربستان و روابط نزدیک با ترکیه، پلی میان این دو کشور محسوب می‌شود، این کشور به‌عنوان قطعه مهم این دشواره، به دلیل برخورداری از بازدارندگی هسته‌ای، نیروی انسانی گسترده و تجربه نظامی، ظرفیت قابل‌توجهی برای افزایش وزن بازدارندگی پیمان دارد؛ با این حال، چالش‌های داخلی مانند نرخ تورم بالای ۹ درصد (Pakistan Bureau of Statistics, 2026) ، نرخ فقر بیش از ۴۴ درصد (World Bank, 2025, cited in The News, 2026) و فشارهای صندوق بین‌المللی پول در کنار اصرار ارتش بر افزایش بودجه نظامی، تنش‌هایی جدی در حکمرانی این کشور ایجاد کرده است.

در این میان، عربستان به دلیل توان مالی، جایگاه سیاسی و نقش محوری در ترتیبات امنیتی منطقه، ظرفیت مهمی برای پشتیبانی و هماهنگی این پیمان دارد؛ اما وابستگی بخشی از نوان دفاعی آن به همکاری‌های خارجی و تفاوت منافعش با دیگر اعضا می‌تواند محدودیت‌هایی ایجاد کند. ترکیه نیز با برخورداری از قدرت نظامی، تجربه عملیاتی و ظرفیت صنایع دفاعی، می‌تواند به تقویت بُعد نظامی پیمان کمک کند؛ بااین‌حال، عضویت آن در ناتو و پیوندهای امنیتی و سیاسی گسترده‌اش، ممکن است در برخی شرایط بر میزان تعهد آن به یک سازوکار دفاعی مستقل منطقه‌ای اثر بگذارد.

بنابراین می‌توان گفت که این پیمان دارای ساختار فرماندهی یکپارچه، سازوکار تصمیم‌گیری مشترک و بودجه دفاعی مشترک در سطح ناتو نیست و بیشتر یک چارچوب راهبردی برای همکاری دفاعی و بازدارندگی جمعی محسوب می‌شود؛ ازاین‌رو، عملیاتی ‌شدن آن در میدان همچنان با تردیدهای جدی روبه‌رو است. مهم‌ترین کاستی پیمان، فاصله میان تعهد سیاسی و توان اجرای مشترک است؛ زیرا تفاوت در منافع ملی، اولویت‌های امنیتی و قدرت نظامی اعضا می‌تواند هماهنگی عملیاتی را دشوار کند.

در نگرشی کلی، ضعف اصلی پیمان در تقسیم مسئولیت عملیاتی و تضمین مشخص برای واکنش مشترک است. بنابراین، امنیت‌آوری آن بیش از آن که به متن پیمان وابسته باشد، به میزان هماهنگی سیاسی عربستان، قدرت نظامی ترکیه و ظرفیت بازدارندگی پاکستان بستگی خواهد داشت. البته زمان بیش از هر چیز مشخص خواهد کرد که پیمان مکه تا چه اندازه می‌تواند از یک چارچوب سیاسی به سازوکاری مؤثر برای امنیت و بازدارندگی مشترک تبدیل شود.

منابع

NATO. (1949, April 4). The North Atlantic Treaty. North Atlantic Treaty Organization. https://www.nato.int

Pakistan Bureau of Statistics (PBS). (۲۰۲۶, August 3). Headline inflation decelerates to 9.2 percent in July. Associated Press of Pakistan. https://www.app.com.pk/business/headline-inflation-decelerates-to-9-2-percent-in-july/

World Bank. (۲۰۲۵, June). In The poverty surge. (۲۰۲۶, May 25). The News. https://www.thenews.pk/magazine/money-matters/1417222-the-poverty-surge

defensebudget.org. (۲۰۲۶). Saudi Arabia military spending 2026: $85.5B. https://www.defensebudget.org/en/country/saudi-arabia

برچسب ها:
این مقاله را به اشتراک بگذارید