تهدیدهای نظامی به عنوان جدیترین چالشهای امنیتی، همواره جوامع بشری را در معرض خطر قرار داده است. قدرتهای طاغوتی با بهرهگیری از این تهدیدها، اهداف خود را بر کشورها بهویژه ملتهای مسلمان تحمیل میکنند. در چنین شرایطی، نظریه بازدارندگی به عنوان راهکاری برای مهار تجاوز، جایگاه ویژهای در دکترینهای دفاعی یافته است. این نظریه که در غرب و همزمان با جنگ جهانی دوم شکل گرفت، بر افزایش هزینههای تهاجم برای مهاجم و تأثیرگذاری بر محاسبات راهبردی وی استوار است. بااینحال، قرآن کریم بهعنوان کاملترین کتاب هدایت، پیش از این، مؤلفهها و اصول بازدارندگی را در قالب آموزههای خود مطرح کرده است. از داستان حضرت آدم (ع) با نهی الهی از نزدیکشدن به درخت ممنوعه تا فرمانهای پیامبران برای مقابله با تجاوز، همگی نشاندهنده طرح بازدارندگی در فرهنگ قرآنی است. این یادداشت میکوشد با استناد به آیات الهی، صورتبندی جامعی از بازدارندگی قرآنی ارائه دهد.[۱]
حجت الاسلام و المسلمین محمد حسینپور
پژوهشگر حوزه امنیت
مؤلفههای بازدارندگی قرآنی
بازدارندگی در قرآن کریم از چهار مؤلفه اساسی تشکیل شده است:
نخست، بازدارنده (هدف): به گروه حقی اطلاق میشود که در برابر تجاوز دشمن ایستادگی میکند. این گروه میتواند یک نظام سیاسی، یک جامعه ایمانی یا حتی فردی مانند پیامبر باشد. ویژگی اصلی بازدارنده، برخورداری از ایمان، قدرت و آمادگی برای دفاع است.
دوم، مهاجم (چالشگر): جبهه باطل را شامل میشود که شامل کافران، مشرکان، منافقان، یهودیان، مستکبران و ظالمان است. قرآن با تعابیری مانند «الذین کفروا» و «المعتدین» به این گروه اشاره میکند که همواره درصدد تهاجم به جبهه حق هستند.
سوم، ابزار بازدارندگی: طیف وسیعی از تواناییها از جمله قدرت نظامی، تجهیزات پیشرفته، دیپلماسی قوی و جنگ روانی را دربرمیگیرد. آیه ۶۰ سوره انفال با تعبیر «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّهٍ» بر اهمیت این ابزار تأکید دارد.
چهارم، اقدام: به مجموعه فعالیتهایی گفته میشود که بازدارنده برای جلوگیری از تهاجم انجام میدهد؛ از تهدید و نمایش قدرت تا اقدام پیشدستانه.
شرایط تحقق بازدارندگی
قرآن کریم برای عملیاتیشدن بازدارندگی، شرایط متعددی را بیان کرده است:
شرایط سختافزاری: مهمترین شرط، برخورداری از قدرت نظامی بازدارنده است. آیه ۶۰ انفال، آمادگی نظامی را مقدم بر بازدارندگی دانسته و بر ارتقای مداوم آن تأکید دارد. این قدرت باید بهگونهای باشد که دشمن را از هرگونه طمع به خودی بازدارد.
شرایط ذهنی: باورپذیری تهدید برای مهاجم ضروری است. آیه ۱۲۶ سوره توبه با اشاره به القای رعب در دل دشمن، بر این حقیقت تأکید دارد که تهدید زمانی مؤثر است که مهاجم به وقوع آن یقین داشته باشد. سرنوشت بنیقریظه نمونهای از تأثیر جنگ روانی در بازدارندگی است.
شرایط زبانی: صراحت و قاطعیت در اعلام تهدید، نقش کلیدی دارد. آیه ۱۲ آلعمران «قُل لِلَّذینَ کَفَروا سَتُغلبونَ» نمونهای از زبان قاطع بازدارندگی است. همچنین آیه ۳۳ مائده با تعیین مجازاتهای چهارگانه برای محاربان، بر صراحت بیان دلالت دارد.
شرایط خاص: ویژگیهای بومی هر کشور در موفقیت بازدارندگی تأثیرگذار است. داستان حضرت سلیمان و ملکه سبأ (نمل، ۳۰-۳۷) نشان میدهد که تهدید مؤثر برای یک دولت ممکن است برای دیگری کارساز نباشد. تهدید پیامبر به بنیقینقاع نیز نمونهای از ناکامی بازدارندگی به دلیل شرایط خاص مخاطب است.
شرایط معلوماتی: آگاهیبخشی به طرف مقابل از تواناییها و خطوط قرمز، ضروری است. جریان اطلاعرسانی هدهد به حضرت سلیمان (نمل، ۲۲-۲۸) نشاندهنده اهمیت اطلاعات دقیق در بازدارندگی است. انتقال اطلاعات باید با ظرافت و تعادل صورت گیرد تا برنامهریزی مهاجم تسهیل نشود.
اصول بازدارندگی قرآنی
قرآن کریم اصول راهبردی متعددی را برای بازدارندگی مطرح کرده است:
اصل دشمنشناسی: شناخت دقیق مهاجم بهعنوان منشأ تهدید، نخستین گام است. این شناخت شامل آگاهی از ساختار قدرت دشمن میشود. قرآن مراکز ثقل قدرت مهاجم را شامل رهبری، تجهیزات نظامی، زیرساختهای ارتباطی، جمعیت و نیروهای عملیاتی میداند. کشتهشدن جالوت توسط داوود (بقره، ۲۵۱) نمونهای از هدفگیری مرکز ثقل دشمن است. همچنین شناخت عملیات روانی دشمن در سطوح راهبردی، تاکتیکی و تحکیمی ضروری است. قرآن با اشاره به آزمون طالوت (بقره، ۲۴۹) و القای رعب در دل دشمن (آلعمران، ۱۵۱)، بر این مهم تأکید دارد.
اصل اعداد قو: این اصل که برگرفته از آیه ۶۰ انفال است، بنیادیترین اصل بازدارندگی محسوب میشود. گسترش و ارتقای مداوم توان نظامی، رقابت شدید تسلیحاتی، داشتن دیپلماسی قوی، نمایش توان رزمی و توان کاربرد قدرت، از راهکارهای تحقق این اصل است. قرآن با تعبیر «مَا استَطَعتُم» بر تلاش حداکثری و با نکره آوردن «قُوَّه» بر تنوع و ارتقای مداوم توان نظامی تأکید دارد. آیه ۱۰-۱۱ سبأ نیز با اشاره به صنعت زرهسازی، بر تولید داخلی و کیفیت برتر تجهیزات دفاعی تأکید میکند. ویژگیهایی مانند پوشش کامل، تولید انبوه، دقت در هدفگیری و رویکرد بازدارنده (نه تهاجمی) در این آیه مورد توجه قرار گرفته است.
اصل تهدید: تهدید مؤثر باید دارای صراحت بیان، جدیت، اعتبار و ناشی از قدرت باشد. تهدید حضرت سلیمان به ملکه سبأ (نمل، ۳۲-۳۷) با تعبیر «بِجُندٍ لَا قِبَلَ لَهُم بِهَا» نمونهای از تهدید ناشی از قدرت است. انتقال سریع تخت بلقیس نیز نشاندهنده توان بالای اجرای تهدید بود.
اصل مشروعیت حمله پیشدستانه: در صورت وجود شواهد قطعی از آمادگی دشمن برای حمله، اقدام پیشدستانه مجاز است. آیه ۵۷-۵۸ انفال با تعابیر «فَإِمَّا تَثقَفَنَّهُم» و «فَشَرِّد بِهِم مَّن خَلفَهُم» بر این اصل تأکید دارد. این اقدام باید با دقت، سرعت و رعایت عدالت صورت گیرد و شامل شکستن پیمانهای امنیتی دشمن نیز میشود.
اصل مقاومتسازی و استحکامات: ایجاد موانع فیزیکی و معنوی، انرژی مهاجم را تحلیل میبرد. داستان ذوالقرنین و سدّ یأجوج و مأجوج (کهف، ۹۲-۹۷) نمونهای از این اصل است. ویژگیهایی چون استفاده از منابع داخلی، مهندسی دقیق، نفوذناپذیری و ایجاد شبکه قدرت در این داستان برجسته است.
اصل فرسایش قدرت: کاهش تدریجی قدرت مهاجم همراه با افزایش توان خودی، زمینهساز بازدارندگی پایدار است. مبارزه حضرت موسی با فرعون نمونهای کامل از این اصل است. راهکارهایی چون مدیریت زمان (شعراء، ۲۳-۲۶)، مشروعیتزدایی (اعراف، ۱۰۳-۱۰۸)، ناکارامدسازی (طه، ۷۰-۷۲)، ایجاد شکاف در صفوف دشمن (غافر، ۲۸-۴۵) و توجه به شرایط درونی مهاجم (زخرف، ۴۸-۵۴) در این مبارزه به کار گرفته شد.
اصل نابودسازی: بهعنوان آخرین راهکار، زمانی اجرا میشود که مهاجم به هیچ ارزشی پایبند نباشد. این اصل با هدفگیری ریشههای قدرت مهاجم، هسته مرکزی آن یا مراکز تولید انرژی تهاجمی اجرا میشود. آیه ۲۶ ابراهیم با تعبیر «وَمَا لَهَا مِن قَرَارٍ» بر قطع کامل ریشهها دلالت دارد. نابودی قوم عاد با باد صرصر (قمر، ۱۹-۲۰) و فرمان «لَنَسفَعًا بِالنَّاصِیَهِ» (علق، ۱۵) نمونههایی از این اصل است. نابودی مسجد ضرار (توبه، ۱۰۷) نیز نشاندهنده برخورد با مراکز تولید تهدید است. اقدام حضرت موسی در کشتن فرد قبطی (قصص، ۱۵) و نابودی مهاجمان در جنگ بدر (انفال، ۷) نیز از مصادیق این اصل محسوب میشود.
نتیجهگیری
بازدارندگی قرآنی، نظامی جامع و چندلایه است که با بهرهگیری از مؤلفههای چهارگانه و رعایت شرایط پنجگانه، چارچوبی کارآمد برای مقابله با تهدیدهای نظامی ارائه میدهد. این نظام برخلاف رویکرد غربی که عمدتاً سودمحور و سلطهطلبانه است، ماهیتی ارزشی و عدالتمحور دارد. فرایند بازدارندگی در قرآن با شناخت دقیق دشمن آغاز میشود، با آمادگی همهجانبه (اعداد قوه) استمرار مییابد، با تهدید مؤثر و اقدامهای پیشگیرانه مانند مقاومتسازی و فرسایش قدرت، مهاجم را از تجاوز بازمیدارد و درنهایت در صورت اصرار دشمن بر تهاجم، با نابودسازی کانون تهدید، امنیت پایدار را برقرار میسازد. کاربست این اصول که همگی از قرآن کریم استخراج شدهاند، میتواند جوامع اسلامی را در برابر تهدیدهای نظامی بیمه کرده و آنان را به جایگاه مقتدرانهای در نظام بینالملل برساند.
[۱] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک به: رحیمی, عبدالرحیم , حسینی, سیدکمال و لک زایی, نجف . (۱۴۰۲). صورتبندی قرآنی سیاست بازدارندگی در مقابله با تهدیدهای نظامی. علوم سیاسی, ۲۶(۳), ۹۳-۱۲۷. doi: 10.22081/psq.2024.67682.2841
