مبحث امنیت و دفع تهدید از جامعه اسلامی، از مسائل مهم در فقه سیاسی اسلام به شمار میآید. از منظر شریعت، حفظ کیان اسلام، صیانت از جان و مال مسلمانان و جلوگیری از تسلط دشمنان بر سرزمینهای اسلامی، از مقاصد قطعی شارع مقدس است. بر همین اساس، فقهای اسلامی همواره بر ضرورت دفع فتنه، رفع اسباب ناامنی و مقابله با دشمنانی که امنیت جامعه اسلامی را تهدید میکنند تأکید کردهاند. بدیهی است که تحقق امنیت پایدار صرفاً با اقدامات مقطعی حاصل نمیشود، بلکه نیازمند از میان برداشتن ریشههای تهدید و عوامل فتنه است. در این چارچوب، بررسی مبانی فقهی استمرار مقاومت تا رفع کامل منشأ تهدید و ناامنی، اهمیتی اساسی مییابد.
✍️حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
۱ـ عقل مستقل و بدیهی حکم به ضرورت تحقق امنیت، به عنوان اصلی¬ترین نیازهای فردی و حکومتی در هر کشوری می¬کند. لذا در آموزه های دینی و غیردینی، امنیت در کنار سلامت، از مهم¬ترین و ارزشمندترین مفاهیم و مولفه¬ها در هر جامعه¬ای برشمرده می¬شود. امنیت فقط به¬عنوان نکته¬ای ارزشمند و مهم که همه جوامع بدان نیازمند هستند، ارزیابی نمی¬شود، بلکه امور جامعه، جز به واسطه وجود و تضمین امنیت آن جامعه (در عرصه¬های متعدد نظامی، انتظامی، فرهنگی، اقتصادی)، به انجام نمی¬رسد.
اهمیت و ضرورت امنیت در جامعه به گونه¬ای است که بسیاری از ارزشهای اصیل جامعه را نیز باید به خاطر تضمین امنیت جامعه، کنار گذاشت. از همین روی است که در بسیاری از جوامع، (ولو حکومت های لیبرالی)، آزادی مردم به خاطر تضمین امنیت آنها، به صورت موقت تعطیل شده یا تحت الشعاع قرار می گیرد.
بر این اساس، تأمین امنیت جامعه، از اساسی¬ترین کارکردهای دولت¬ها تلقی شده و قدرمتیقن¬ترین کارویژه¬های حکومت¬ها، تضمین امنیت جامعه در عرصه¬های مختلف است.
2ـ امنیت در زمره سلسله و زنجیره علل قرار ندارد، بلکه امنیت، برایند و معلول علل و عوامل مختلفی است و تا مجموعه¬ای از علل و عوامل که ثبات را تضمین کرده و اخلال در جامعه را از بین می برند، محقق نشوند، امنیت نیز محقق نخواهد شد.
بر این اساس چون امنیت در نقطه مقابل، خوف و هراس و بی ثباتی قرار دارد، لذا نمی،توان از تضمین امنیت به صورت مطلق یاد کرد. زیرا همواره علل و عوامل متعددی وجود دارند که می¬توانند ثبات جامعه را تهدید کرده و مورد خدشه قرار دهند. منطق فوق، حکم می¬کند که تضمین امنیت گرچه به واسطه دفع و دور کردن علل ناامنی به صورت موقت محقق می¬شود، اما هر آن، ممکن است آن عوامل، مجدداً بازگشت کرده و به ایجاد ناامنی بپردازند. لکن تضمین امنیت به صورت مدام، مقتضی از بین رفتن سرمنشأ ناامنی¬ها و فتنه هاست. طبعاً امنیت که مستدعی استقرار و استمرار (و نه به صورت موقت) است تنها در صورتی محقق می شود که نه فقط به صورت دفع موقت بلکه در قالب پیشگیری از ناامنی و نه درمان مقطعی ناامنی قرار داشته باشد. و با عنایت به این که پیشگیری، همواره مقدم بر درمان است، لذا حکومت ها همیشه به دنبال تضمین امنیت به واسطه از بین رفتن ریشه ها و عوامل ناامنی هستند، نه این که به صورت موقت و موردی، بخشی از عوامل ناامنی را رفع کنند.
3ـ کسی نیست که نداند کشور ایران اسلامی، پس از پیروزی بر رژیم طاغوتی، همواره با تهدیدهای امنیتی فراوانی از جانب دشمنان اسلام، نظم سلطه و استکباری، و به صورت خاصّ آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی، مواجه بوده است. طبعاً نظم سلطه که همواره در برابر آزادی خواهی و استقلال طلبی جمهوری اسلامی ایران، از هر تهدید و ناامنی، دریغ نکرده است، در راستای مهار قدرت نوپیدای جمهوری اسلامی، در منطقه مستقر شده و از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی، به عنوان منشأ فتنه و تهدید دائمی در غرب آسیا، همواره نظام اسلامی، بلکه کلّ کشورهای منطقه را تهدید می¬کند، بلکه اطراف ایران پر شده است از پایگاه های نظامی آمریکا که همواره به عنوان منشأ تهدید و ناامنی برای کشور ایران، نقش ایفا کرده¬اند.
4- گرچه نظام اسلامی در طول سالیان گذشته، همواره تلاش دشمنان در تهدید و ایجاد ناامنی در نظام اسلامی را دفع کرده و در این راستا به تضمین حاکمیّت خویش، اهتمام داشته است، اما با استقرار ریشه فتنه و ناامنی در کنار کشور اسلامی، عملا تحقق امنیت پایدار، ممکن نیست؛ زیرا هر لحظه امکان تهدید، خسارت و هجوم به کشور ایران وجود دارد. چنان که فلسفه وجودی قرار گرفتن این پایگاه های جاسوسی و نظامی در کشورهای همسایه کشور ایران، نیز ایجاد ناامنی و تهدید برای ایران اسلامی است. بلکه وجود پایگاه های نظامی آمریکا و وجود رژیم صهیونیستی در منطقه، در طول سالیان گذشته منشأ تهدید، تحریم و حمله به نظام اسلامی بوده است.
5- با این¬که رژیم صهیونیستی و آمریکا در طول سالیان گذشته از هیچ تلاش و کوششی در سرنگونی یا تضعیف نظام اسلامی، کوتاهی نکردند، اما در اوج این تهدیدات، این دو رژیم در سال گذشته، به هدف نابودی نظام اسلامی، جنگی فراگیر را به کشور ایران تحمیل کرده و بسیاری از مردم و فرماندهان و دانشمندان نظام اسلامی را شهید کردند. بلکه بسیاری از زیرساختهای کشور را نیز نابود کردند، لکن پس از آن¬که نظام اسلامی، در فرایند مقابله به مثل و دفاع از خویش، بسیاری از زیرساختها و تجهیزات نظامی آنها را نابود کرد، آنها به صورت ناچار و به غرض نجات خویش در مخمصه¬ای که در آن، گیر کرده بودند، تقاضای آتش بس و ترک مخاصمه دادند که به جهاتی، مورد پذیرش نظام اسلامی قرار گرفت. اما ناگفته پیداست که وجود آتش بس با دشمنی که هیچ¬گاه از تلاش در نابودی نظام اسلامی، دست نکشیده، نه فقط تضمین امنیت نیست بلکه عملا رسمیّت بخشی به وجود فتنه و دشمنی آشکار دو رژیم منحوس در کنار نظام اسلامی است. چنان¬که پذیرش آتش بس در جنگ دوازده روزه، عملا به بازسازی امکانات و تقویت تجهیزات و منابع نظامی دشمن منجر شده است.
6ـ وجود رژیم صهیونیستی در منطقه و استقرار پایگاه¬های نظامی آمریکا در کنار کشور ایران اسلامی، همواره ریشه فتنه و منشأ ناامنی بوده و در سالیان گذشته کیان ایران عزیز را تهدید کرده است. و آتش بس نیز نه فقط به این تهدید خاتمه نداد، بلکه عملا آن را به رسمیت شناخته است. چه آن که آتش بس در حقیقت، پذیرش تهدید دائمی دشمنی است که هیچ چیزی جز قدرت، آن را محدود نمی کند. طبعا نظام اسلامی در برابر دشمنی که دست از تهدید برنمی¬دارد و جز زبان زور نمی¬فهمد در جنگ رمضان (که به صورت ناجوانمردانه و با شهادت رهبر عزیز انقلاب اسلامی، برخی سرداران رشید اسلام و ۱۶۸ دختر دانش آموز در مدرسه میناب، شروع شد) نیز نمی¬تواند منطق آتش بس را بپذیرد. زیرا این عمل، ضمن این که به دشمن زخمی، مجال و فرصت مجدد می¬دهد، عملا وجود و حضور وی را به رسمیّت شناخته و حکم به وجود ریشه ناامنی و تهدید و فتنه در منطقه غرب آسیا و در جوار جمهوری اسلامی ایران می کند. چنان که دشمن نیز از فرایند آتش بس، نه به غرض تحقق صلح و امنیت پایدار بلکه افزایش توان نظامی و پشتیبانی خود برای تهدید و حمله مجدد، استفاده می کند.
7ـ با عنایت به نکات فوق باید بر این منطق تأکید کرد که ایجاد امنیت در منطقه و کشور اسلامی جز با رفع هر گونه تهدید و جنگ مجدد، حاصل نمی¬شود که آن نیز جز به واسطه مقاومت و رفع دائمی فتنه دشمن، حاصل نمی شود. بر این اساس، در فرضی که دو رژیم فتنه¬گر که برخلاف تمامی قوانین و هنجارهای انسانی و بین المللی و بدون هیچ بهانه موجهی، به کشور اسلامی ایران حمله کرده¬اند، دست به جنایات جنگی زده¬اند، زیرساخت¬های نظام را در معرض نابودی قرار دادند، رهبر و کارگزاران ارشد نظام را به شهادت رسانیده¬اند، نمی¬توان غایتی برای این جنگ،جز شکست دشمن و از بین بردن فتنه و تهدید دائمی دشمن در نظر گرفت. چه آن که پذیرش و رضایت به هر غایتی که حکم به پذیرش اصل فتنه و تهدید و ناامنی در منطقه کند، جز رضایت نسبت به انجام رفتارهای مشابه در سالیان نخواهد بود.
۸ــ مضمون نکات فوق در خصوص وضعیت جنگ رمضان، را باید در مضمون و محتوای آیه شریفه ۱۹۳ سوره بقره جستجو کرد: وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ؛ ﻭ آنقدر مقاومت کنید ﺗﺎ ﻓﺘﻨﻪ¬ﺍﻱ ﺑﺮ ﺟﺎﻱ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺩﻳﻦ ﻓﻘﻂ ﻭﻳﮋﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺷﺪ.
