بررسی مبانی وحدت ساحات در میدان نبرد با نظر به اندیشه امام شهید حضرت آیت الله خامنه ای ره

مرزبندی بین اسلام و استکبار بر اساس قرآن

«یک نکته‌ی مکمّلی وجود دارد…آن ،این است که امام راحل (رضوان اللّه تعالی علیه) به همه یاد داد که خطوط فاصل موجود میان آحاد جوامع اسلامی را کنار بگذارند؛ فقط یک خطّ فاصل وجود دارد و آن خطّ فاصل میان ایمان و اسلام از یک طرف و کفر و استکبار از طرف دیگر است؛ این را امام به همه یاد دادند. آن خطوط فاصلی که امام به ما تعلیم دادند که باید کنار بگذاریم، خطوط فاصل فرقه‌ای است، خطوط فاصل قومیّتی است، خطوط فاصل نژادی است، خطوط فاصل حزبی است و امثال اینها‌؛ گفتند اینها را کنار بگذارید. یک خطّ فاصل وجود دارد و آن، خطّ فاصل بین تحقّق اسلام و نظام اسلامی و تجسّم سیاسی اسلام است در مقابل نظام سلطه‌ای که در رأسش آمریکا است؛ این خطّ فاصلی است که باید برجسته باشد و امام این را از روز اوّل برجسته کرد؛ نه از روز اوّل انقلاب اسلامی، [بلکه] از روز اوّل نهضت؛ ‌یعنی از آن زمانی که امام این نهضت را شروع کرد؛ پانزده سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی.»(رهبر شهید انقلاب اسلامی/ بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هفتمین اجلاس مجمع جهانی اهل بیت(ع) ۱۲/۶/۱۴۰۱)

 

✍️حجت الاسلام و المسلمین سید عباس مقامی پور | پژوهشگر حوزه فقه امنیت

مقدمه

وحدت در لغت به معنای یکی بودن و یگانگی است. ساحت در لغت به معنای عرصه، میدان، ناحیه، محوطه است. وحدت ساحات به معنای یکی بودن عرصه است. در موضوع پیش رو وحدت ساحات به معنای یکی دانستن صحنه نبرد نسبت به مناطق مختلف است. به نحوی که دو نقطه از مناطق مسلمین اگر چه در دو کشور هستند حکم منطقه واحد را در مساله جنگ و دفاع پیدا کنند.

در سالهای اخیر در مقابل نظام سلطه و جبهه استکباری غرب جبهه مقاومت به رهبری ایران اسلامی شکل گرفته است. نظریه مقاومت توسط این جبهه در صدد بر هم زدن نظم حاکم توسط مستکبرین به رهبری آمریکا برآمده و از این رو محور مقاومت را تشکیل داده است. از جمله راهبرد های موثر جبهه مقاومت در این سال ها مساله وحدت ساحات است. به این معنا که میدان و عرصه جنگ و دفاع صرفا در داخل مرزها تعریف نمیشود بلکه فراتر از مرز ها نیز قابل تسری است. به عبارتی ممکن است چند کشور ولو به لحاظ مرزی به یکدیگر متصل نباشند جبهه واحدی در مقابل دشمن مشترک خود تشکیل دهند. ثمره این نگاه میتواند دفاع از کشوری دیگر در مقابل تهاجم خارجی دشمن مشترک باشد. به گونه ای که خاک و سرزمین و جمعیت یکی در حکم خاک و سرزمین و جمعیت دیگری بوده باشد. فارغ از قراردادهای بین المللی دولت ها و هم پیمانی نظامی و دفاعی گاهی اصول ارزشی و اعتقادی نیز چنین چیزی را به دنبال دارد. آنچه در محور مقاومت در سال های اخیر رخ داده نمونه ای از این راهبرد است. محور مقاومت متشکل از ایران ، عراق ، لبنان ، سوریه(پیش از اشغال) ، یمن و فلسطین در مقابل جبهه استکبار غرب با همین رویه ایستادگی کرده است. در مقابل ممکن است لزوم تعریف میدان صرفا در حدود مرزهای داخل کشور تعریف شود. بلکه گاهی دشمن یا عناصر ناآگاه سعی میکنند وحدت ساحات را زیر سوال برده و آن را فاقد مبانی نظری و بر خلاف مصالح ملی نشان دهند. مساله امت واحده در فرهنگ اسلامی اما اقتضای دیگری دارد و آن پیوستگی امت اسلامی است . آنچه در این نوشتار مورد بحث قرار میگیرد اینکه از منظر شریعت اسلامی وحدت ساحات یا اتحاد در میدان نبرد چگونه قابل تحلیل است و چه مبنایی میتواند مستند آن قرار گیرد. به تعبیری ضمیمه کردن قوای مسلمین به یکدیگر مستند به چه دلیلی است. به نظر میرسد با نظر به پیشینه فقهی و مسائلی از قبیل دارالاسلام ، دفاع در خارج از مرزها ، نصرت مظلوم ، وحدت صفوف مسلمین، نفی سبیل ، بیضه الاسلام و خطابات عام جنگ و دفاع میتوان نظریه وحدت ساحات را تبیین کرد.

به جهت تنویر موضوع و تحریر دقیق تر آن نظر به بعضی مثال ها مناسب است . گاهی دشمن قصد حمله به جماعت مسلمین در نقطه الف را دارد. در این حال اگر دور از حریم آن درگیر جبهه متفاوتی شود مجال درگیری با نقطه ی الف را پیدا نمیکند. نمونه دیگر آن که گاهی دشمن به منطقه مسلمین حمله کرده و آنها توان کافی برای دفاع از خود را ندارند در این جا از هم پیمانان دینی خود طلب کمک میکنند. این نیز از مصادیق وحدت ساحت نبرد خواهد بود و مثال ها و مصادیقی از این قبیل که امروزه در تعاملات بین المللی خصوصا در بین دول اسلامی نمایان است. البته کمک ها منحصر در اقدام نظامی نیست و ممکن است در قالب کمک های مالی یا امور دیگر نیز پیگیری شود. بعد از این به مبانی خواهیم پرداخت که میتواند مساله وحدت ساحات را از منظر فقهی به لحاظ نظری اثبات کند.

۱. دفاع از دارالاسلام

در ادبیات فقها دو تعریف شایع از دار الاسلام بیان شده است. که البته ممکن است هر دو تعریف بر یک مصداق نیز منطبق شود. تعریف اول به این صورت که مقصود از دارالسلام سرزمینی است که غالب ساکنین آن مسلمانان هستند و در آن جا زندگی میکنند.( المبسوط فی فقه الإمامیه، ج‌۳، ص: ۳۴۳)تعریف دوم به این صورت که دارالاسلام منطقه ای است که در آن حکم اسلام نافذ و جاری است و تحت سیطره حکومت مسلمانان است.(اگر هم کافر و اهل کتابی در آن منطقه زندگی میکند صرفا معاهد و مستامن است.)به عبارتی حاکمیت اسلامی در آن جا بر پا است.(الدروس الشرعیه، ج۳ ، ص۷۸)

از جمله آثار دارالاسلام در فقه وجوب دفاع از آن هنگامی است که مورد هجوم دشمن واقع شود. بر این اساس وقتی دشمن مسلمین به بخشی از دارالاسلام حمله کند بر دیگر مسلمین واجب است به دفاع از آن دسته ی مورد تجاوز برخیزند . (تحریر الوسیله، ج‌۱، ص: ۴۸۶) در واقع در این موضع مرز های امروزی اصالت نخواهد داشت بلکه ملاک ایمان و اسلام جبهه واحد را تشکیل خواهد داد. نظریه وحدت ساحات دقیقا منطبق بر همین ثمره است که وقتی حاکمیت مسلمین یا محل سکونت یا مرزهای آنها مورد تجاوز دشمن قرار گرفت دیگر مسلمین ولو خارج از مرزهای کشور مورد تجاوز باید به یاری ملت مسلمان آمده و در مقابل دشمن از آنها دفاع کنند. البته ممکن است گفته شود این حکم واجبی کفایی است ولی در مقصود قابل استفاده است که ضمیمه نیروی مسلمین در خارج از مرز های متعارف را به دنبال دارد.

نکته ای ذیل موضوع دفاع در این مجال شایان ذکر است و آن اینکه گاهی مسلمین در یک منطقه به تنهایی نمیتوانند در مقابل دشمن غلبه کنند ولی اگر جماعت چند منطقه یا چند دولت اسلامی با یکدیگر متحد شوند امکان غلبه بر دشمن را پیدا میکنند ؛ در این صورت نیز به نظر میرسد دفاع واجب وقتی امتثال شده که این اتحاد صورت گیرد و این نیز خود میتواند مصداقی از وحدت ساحات در میدان نبرد باشد.

این مطلب مورد اتفاق فقها است. صاحب جواهر معتقد است این حکم اگر از ضروریات نباشد حتما از قطعیات شریعت است.( جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج‌۲۱، ص: ۴۷) برخی مانند شیخ طوسی حتی جهاد برای دفاع از دار الاسلام زیر پرچم حاکم جائر را نیز جایز دانسته اند.(المبسوط فی فقه الامامیه ، ج۲ ، ص۸) در کل وقتی سخن از دارالاسلام به میان آمد میتوان ادله دفاع از کیان اسلام و مسلمین را وافی به مقصود در این بحث دانست. در نتیجه لزومی ندارد که هر یک از جماعت مسلمین یا دولت های اسلامی صرفا به دفاع از مرز خود بپردازند بلکه میتوانند و در برخی صور باید به دفاع از محدوده دارالاسلام اگر چه در خارج از مرزهای متعارف باشد، اقدام کنند.

رهبر شهید انقلاب نیز با الهام از همین نکته در لزوم دفاع از سرزمین فلسطین و ملت مقاوم آن فرموده بودند: «حکم اسلامى این قضیّه واضح است؛ احدى از مسلمین درباره‌ى حکم منطبق بر قضیّه‌ى فلسطین تردیدى ندارد. این همان مسئله‌اى است که در تمام کتب فقهى‌اى که بحث جهاد در آن مطرح شده، به این صورت مطرح شده است که اگر کفّار بیایند و بَلَد مسلمین را تصرّف کنند یا آن را احاطه کنند، هیچ یک از فقهاى مسلمین از قدیم و جدید در وجوب عینى جهاد در این مورد تردید نکرده است؛ همه‌ى مذاهب اسلامى در این معنا هم‌عقیده هستند.»( بیانات در دیدار شرکت‌‌کنندگان در اولین کنفرانس اسلامی فلسطین‌ ۱۳/۹/۱۳۶۹)

۲. دفاع خارج از مرز

این دلیل ناظر به فرضی است که میتوان دور تر از مرزهای کشور اسلامی به دفاع پرداخت و به جای اینکه در مرز کشور اسلامی هجمه دشمن را پاسخ دهیم با ایجاد درگیری در جبهه های دیگر دشمن را عقب برانیم. برای مثال وقتی میتوان رژیم صهیونیستی را در مرز خود با لبنان یا فلسطین درگیر کرد میتوان با تجهیز آنها در همان ناحیه به هجوم او پاسخ داد و دفاع کرد. اهمیت این فرض آن جا دو چندان است که اساسا بدون افزودن جبهه های این چنینی و درگیر کردن دشمن در مرز خود نتوان پاسخ کافی به حملات او داد. در این صورت به اقتضای ادله ی دفاع، ای بسا چنین کاری واجب نیز باشد. دلیل عقلی و عقلایی بر دفاع در این گونه موارد بر اتحاد در میدان نبرد نیز دلالت دارد. چرا که دفاع به هر نحو ممکن لازم است خصوصا آنجا که بدون اتحاد ساحات دفاع لازم و کافی صورت نگیرد.

اما فارغ از دلیل عقلی و عقلایی ادله لفظی نیز بعضا دلالت بر این مورد دارد. برای مثال آیه شریفه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»(انفال/۶۰) بیان میکند که هر آنچه از قوا در توانتان است فراهم کنید. اعداد قوه معنای عامی است که شامل استفاده از توان دیگر مجاهدین ولو در نقاط دیگر نیز میشود و اختصاص به مورد سلاح و مانند آن ندارد.( المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۹، ص: ۱۱۴) از آنجا که مدعای نوشتار تجویز وحدت ساحات در همه حالات است بر فرض آیه بر قبل انعقاد جنگ نیز دلالت کند باز در حالتی از حالات بر مطلوب دلالت دارد گرچه که دلالت آیه بر همه احوال از جمله در اثناء جنگ بعید نیست.( دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الإسلامیه، ج‌۲، ص: ۷۵۷) دیگر بیان حضرت امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ۲۷ نهج البلاغه است آن جا که میفرماید :« فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا» .( به خدا قسم هیچ ملّتى در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد.) بیان حضرت حاکی از این است که گشایش جبهه های دیگر خارج از مرز سکونت جزو تدابیر شایسته جنگی است و اگر امکان جنگ در خارج از مرز ها امکان دارد مطلوب نیست جنگ را در مرز های خودی کشاند. البته ممکن است گفته شود بیان حضرت ارشادی است و الزام یا تنزیه مولوی از آن استفاده نمیشود ولی در هر صورت گرچه به تایید حکم عقل، بر مطلوبیت مورد دلالت دارد.

رهبر شهید انقلاب فلسفه حضور مستشاری و نظامی جمهوری اسلامی در برخی کشور ها را همین گونه تبیین کرده اند . چنانچه فرموده بودند : « این کسی که از اینجا بلند میشود، میرود در عراق یا در سوریه به‌عنوان دفاع از حریم اهل‌بیت در مقابل این تکفیری‌ها می‌ایستد، درواقع دارد از شهرهای خودش دفاع میکند. البتّه نیّت آنها خدا است، [امّا] واقع قضیّه این است؛ این دفاع از ایران است، دفاع از جامعه‌ی اسلامی است. – اگر اینها مبارزه نمیکردند، این دشمن می‌آمد داخل کشور، ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه‌ی استانها با اینها میجنگیدیم و جلوی اینها را میگرفتیم»( بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر و جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم ۵/۴/۱۳۹۵ – ۵/۱۱/۱۳۹۴)

۳. نصرت مظلوم

از دیگر مستنداتی که برای مساله وحدت ساحات میتوان ذکر کرد ادله ای است که نصرت مسلمان مظلوم را لازم میشمارد. یعنی در جایی که مسلمانی توسط دشمن حربی خود مورد تجاوز قرار گرفته بر دیگر مسلمین در هر کجای عالم فرض است که اگر توان دارند به کمک او بشتابند. این حالت نیز تقریبی از وحدت ساحات است چرا که یاری کنندگان باید مانند دفع تجاوز از خود و محل زندگی شان به یاری ستم دیدگان آمده و در دفع تجاوز به آنان کمک کنند. گذشته از مساله دار الاسلام و دفاع از مسلمین که در مورد اول گذشت روایاتی موجود است که مفاد آن یاری رساندن مسلمین است .مانند این نبوی شریف:

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ: مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ.» (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌۲، ص: ۱۶۴) (از امام صادق علیه اسلام روایت شده که فرمود پیامبر اکرم فرموده است: هر که صبح کند و اهتمامى به امور مسلمانان ندارد، از مسلمانان نیست، و هر که بشنود مردى به مسلمانان استغاثه کند و از آنها فریادرسى خواهد و او را پاسخ نگوید و به داد او نرسد، مسلمان نیست.) این روایت و روایات مشابه آن به وضوح دلالت دارد که یاری رساندن به مسلم در حال نیاز و اضطرار او لازم است و از اهم مصادیق این یاری نصرت در جهاد است که در موضوع حاضر وحدت ساحات چنین نتیجه ای به دنبال خواهد داشت.

رهبر شهید انقلاب با اذعان به همین نکته دفاع از مسلمانان مظلوم عالم را لازم میشمارند. ایشان فرموده بودند: «اسلام بر ما لازم کرده است که ما از سرزمین‌هاى مسلمان‌نشین دفاع کنیم. بر ما واجب کرده است که ما به حقوق مظلومان و ستمدیدگان و مستضعفان برسیم، براى ما لازم کرده است که ما به مال و به جان، از مردمى که سى سال است فریاد میکشند «یا للمسلمین» و کسى به آنها جواب نمیدهد، به کمک اینها بشتابیم.»( بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۷/۵/۱۳۵۹)

۴. لزوم حفظ وحدت

در شریعت اسلامی به مسلمانان دستور داده شده که همواره وحدت صفوف خود را حفظ کنند و در مقابل دشمنان متفرق نباشند . از جمله آیات موکد این معنا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُون‏»(آل عمران/ ۱۰۳)( و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن گاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند، باشد که شما راه یابید)

«وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین‏»(انفال/ ۴۶)( و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است)

در بدو امر شاید به نظر برسد که لزوم وحدت و نفی اختلاف صرفا برای رفع نزاع بین مسلمین است ولی به نظر معنای وحدت عام تر از این معنا است . کما اینکه تعلیل در برخی ادله به جلوگیری از تضعیف جبهه مسلمین نشان از این معنا دارد. بر این اساس میتوان گفت اگر جبهه ای از مسلمین درگیر جنگ با محاربین شده اگر دیگر مسلمانان به کمک آنان نروند تخطی از دستور حفظ وحدت کرده اند. زیرا اقتضای حفظ وحدت در مقابل کفار یکپارچه شدن در منع هجوم آنان است. پس اگر ادله حفظ وحدت در این مورد قابل تطبیق باشد لزوم وحدت ساحات را به دنبال خواهد داشت.

رهبر شهید انقلاب اسلامی حفظ اتحاد دنیای اسلام را راه حل جلوگیری از دست اندازی دول استعماری به آنها میدانند. ایشان در رابطه با مظلومیت ملت فلسطین میفرمایند: « وقتی یک ملت مسلمان به ملتهای دیگر متّکی نباشد و از طرف آنها حمایت نشود، این‌گونه راحت در معرض تطاول دشمن قرار میگیرد. اگر دنیای اسلام متحّد بود، یک ملت این‌طور مظلوم نمیشد. این قضیه ممکن است برای ملتهای مسلمان دیگر هم پیش بیاید؛ همبستگی اسلامی، برای دشمنان جهان اسلام و دشمنان ملتهای این منطقه و غارتگران بین‌المللی، کار را مشکل میکند و اجازه نمیدهد آنها طبق میل خود، هرطور خواستند و انتخاب کردند و مصلحت دیدند، به یک کشور و ملت اسلامی تعرّض کنند.»( بیانات در دیدار کارگزاران حج و مسئولان برگزارکننده مراسم دهه فجر۳/۱۱/۱۳۸۰)

۵. نفی سبیل

به استناد آیه ی ۱۴۱ نساء« لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلا» خدای متعال سبیل کفار را بر مسلمین ممنوع کرده است. سبیل به معنای سلطه و غلبه آنان است. یعنی هر گونه حکمی که موجب سلطه کفار بر مسلمین شود در اسلام تشریع نشده است.(قواعد فقهیه ص۲۴۰) مومنین در این آیه اختصاص به طایفه خاصی از مسلمین ندارد و شامل همه مسلمین است و در واقع مومن در مقابل کافر است.(همان ص ۲۵۸)

با این وصف قاعده نفی سبیل که البته علاوه بر آیه مذکور مستند به ادله دیگری مانند روایات و اجماع نیز هست را میتوان دلیلی بر وحدت ساحات نبرد شمرد. زیرا در جایی که بدون اتحاد ساحت منطقه ای از بلاد مسلمین زیر سلطه دشمنان دین قرار میگیرد بنا به مفاد این قاعده بر همه مسلمین لازم است کمک کرده و در مقابل دشمن ایستادگی کنند تا این سلطه از بین برود.

رهبر شهید انقلاب یکی از جهت های مقابله جمهوری اسلامی با اسراییل را دفع هدف شوم استکبار جهانی مبنی بر استعمار ملت های مسلمان و ایجاد سلطه بر آنان ذکر میکنند.( بیانات در خطبه های نماز جمعه تهران ۲۵/۹/۱۳۷۹) همچنین ایشان نفی سلطه بیگانگان را از شعار های اصلی جمهوری اسلامی میدانند. « مسئله این است که جمهوری اسلامی یک «نفی» با خود دارد، یک «اثبات». نفی استثمار، نفی سلطه‏پذیری، نفی تحقیر ملت به وسیله‏ی قدرتهای سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرتهای مسلط دنیا در کشور، نفی سکولاریسم اخلاقی؛ اباحیگری؛ این‏ها را جمهوری اسلامی قاطع نفی می‏کند.» (بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌ ۲۴/۹/۱۳۸۷)

۶. دفاع از اساس اسلام

به تعبیر فقها اگر بیضه الاسلام در برهه ای در معرض تهدید قرار گیرد بر همه مسلمین لازم است تا برای حفظ آن اقدام کنند و این وجوب اختصاص به منطقه یا طایفه خاصی ندارد. مرحوم کاشف الغطاء معتقد است زمانی که کفار یا اهل کتاب قصد تصرف سرزمین مسلمانان را داشته و میخواهند شعائر اسلامی را در آن جا از بین ببرند بر همه مسلمین واجب است علیه ایشان اقدام کنند و این مطلب در زمان غیبت امام معصوم نیز جاری است.( کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء (ط – الحدیثه)، ج‌۴، ص: ۲۸۸) حتی در روایات این مضمون نیز تجویز شده که برای حفظ اساس اسلام ذیل حکومت حاکم جور نیز میتوان از اسلام و مسلمین دفاع کرد (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‌۵، ص: ۲۱) چرا که اگر بیضه الاسلام آسیب ببیند دین پیامبر آسیب خواهد دید. و بلکه واجب است و فقها نسبت به آن فتوا داده اند.( جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۲۱، ص: ۳۹) اما اینکه مقصود از بیضه الاسلام چیست قدر متیقن حالتی است که به کشتار وسیع مسلمانان بینجامد و موجب از بین رفتن دین و اعتقاد مردم شود.( الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه، ج‌۲، ص: ۳۰) در این حالت بر همه مسلمین واجب است در مقابل کفار ایستاده و دفاع کنند و این مهم در فروضی با وحدت ساحات امکان پذیر است که آن نیز در نتیجه واجب خواهد شد. و این همان صورتی است که حتی بدون حضور امام معصوم و نایب او نیز جهاد و دفاع در آن واجب است.( جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام ، ج‌۲۱، ص: ۱۴)

۷. خطابات جنگ و مقابله با باطل

از خطاباتی که در آنها امر به مقابله به طواغیت و حکام جائر شده است میتوان اطلاقی بدست آورد مبنی بر اینکه قیام صرفا مختص منطقه خاصی نیست. برای مثال بسیاری آیات قرآن چنین دلالتی دارند. برای نمونه میتوان به آیه ی شریفه ۱۹۳ بقره اشاره کرد. «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتىَ‏ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ  فَإِنِ انتهَوْاْ فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلىَ الظَّالِمِین‏.( و با کفار جهاد کنید تا فتنه و فساد از روى زمین برطرف شود و دین خدا حاکم باشد و بس، و اگر (از فتنه) دست کشیدند (با آنها عدالت کنید که) تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.) در این آیه خطاب شامل همه مومنین است که باید تا رفع نهایی فتنه قتال کنند. حال با نظر به فرض موضوع این نوشتار در جایی که این رفع فتنه و توطئه دشمن اسلام بدون وحدت ساحات و ضمیمه کردن قدرت مسلمانان در اقصی نقاط امکان پذیر نباشد طبعا این مساله به جهت امر به قتال واجب خواهد شد . البته که شرط قدرت و امکان یاری ملحوظ بوده و بحث در فرض امکان چنین مطلبی است. از دیگر نمونه ها بیان سیدالشهدا ع است که فرمود : « من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللّه؛ ناکثا لعهد اللّه؛ مخالفا لسنّه رسول اللّه؛ یعمل فی عباد اللّه بالإثم و العدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لا قول، کان حقّا على اللّه أن یدخله مدخله‏» .(وقعه الطف، ص۱۷۲) این جا حضرت قیام علیه حاکم و دولت جائری که قصد از بین بردن دین را دارد را لازم میشمارند. این گونه خطاب ابای از تخصیص در مورد یا منطقه خاصی دارد و تناسب حکم و موضوع اقتضا دارد که بر هر که توان دارد به این قیام اقدام کند و مساله وحدت ساحات نبرد چیزی جز این فرض نیست. زیرا فرض این است که دشمن به منطقه ای از مناطق مسلمین حمله کرده و دیگر مسلمین میتوانند با یاری آنان فتنه ناقض عهد الهی و نابود کننده حرمات الهی را از بین ببرند.

نتیجه گیری

با نظر به ادله و پیشینه فقهی که پیش از این بیان شد به نظر میتوان ادعا کرد مساله وحدت ساحات نبرد دارای مبنای فقهای بوده و میتوان آن را مستند دانست. البته که مصادیق آن مختلف است. مانند اینکه گاهی منجر به دفاع از سرزمین اسلامی خارج از مرز ها شده ، گاهی نیاز به کمک به مسلمین در نقاط دیگر عالم است و از این قبیل. ادله دفاع از دار الاسلام ، ادله عام جنگ و دفاع، ادله نصرت و یاری مظلوم ، ادله حفظ وحدت ، قاعده نفی سبیل و دلیل حفظ بیضه الاسلام از جمله ادله ای است که میتواند مورد استناد قرار گیرد.

منابع

  • قرآن کریم
  • نهج البلاغه
  1. ابو مخنف، لوط بن یحیی، وقعه الطف ، نظر جامعه مدرسین، قم –ایران ، سوم، ۱۴۱۷ ه ق
  2. خمینى، سید روح اللّه موسوى، تحریر الوسیله، ۲ جلد، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم – ایران، اول، ه‍ ق
  3. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن ، قم، نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ه ق
  4. طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامیه، ۸ جلد، المکتبه المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، تهران – ایران، سوم، ۱۳۸۷ ه‍ ق
  5. عاملى شهید اول، محمد بن مکى، الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه، قم – ایران، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۷ ه‍ ق
  6. فاضل لنکرانی ، محمد ، القواعد الفقهیه، جلد اول، مرکز فقهی ائمه اطهار، قم-ایران، ۱۴۲۵ه ق
  7. کلینى، ابو جعفر، محمد بن یعقوب، الکافی (ط – الإسلامیه)، ۸ جلد، دار الکتب الإسلامیه، تهران – ایران، چهارم، ۱۴۰۷ ه‍ ق
  8. نجف‌آبادى، حسین على منتظرى، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الإسلامیه، ۴ جلد، نشر تفکر، قم – ایران، دوم، ۱۴۰۹ ه‍ ق
  9. نجفى، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ۴۳ جلد، دار إحیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، هفتم، ۱۴۰۴ ه‍ ق
  • نجفى، کاشف الغطاء، جعفر بن خضر مالکى، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء (ط – الحدیثه)، ۴ جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، قم – ایران، اول، ۱۴۲۲ ه‍ ق
  • پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله سید علی حسینی خامنه ای رضوان الله تعالی علیه ir

این مقاله را به اشتراک بگذارید