فقه نبردهای کلاسیک: انطباق نظام مسائل جهاد با الگوی جنگ‌های نسل اول

مطالعه تحولات مربوط به پدیده جنگ، نیازمند بازخوانی دقیق ریشه‌های تاریخی و مبانی حقوقی آن است. برای تحلیل تاریخی متون مرتبط با این پدیده، معیارهای گوناگونی وجود دارد. نظریه نسل‌بندی جنگ‌ها، یکی از این معیارهای کارآمد به شمار می‌رود. پژوهشگران با بهره‌گیری از این شاخص، می‌توانند مباحث مطرح در کتاب جهاد فقهای شیعه را به دقت طبقه‌بندی کنند.

✍️حجت الاسلام و المسلمین رسول حکمی

پژوهشگر حوزه فقه امنیت

این چارچوب روش‌مند، بستر مناسبی را برای تحلیل سیر تطور نبردها در بستر متون اسلامی فراهم می‌سازد. درک فقهی از جهاد در سنت فقه امامیه، به‌ویژه در میراث قرون پنجم تا هفتم هجری، تصویری نسبتاً روشن از منطق نبرد در سده‌های گذشته ارائه می‌دهد. بر اساس معیار نسل‌بندی، ساختار نظامی حاکم بر این دوره تاریخی دقیقاً در چارچوب جنگ‌های نسل اول قرار می‌گیرد. الگوی نبردهای نسل اول، بر صف‌آرایی مستقیم نیروها، فرماندهی متمرکز، میدان نبرد مشخص و تمایز روشن میان رزمندگان و غیررزمندگان استوار است. بررسی سه متن مهم فقهی یعنی المبسوط اثر شیخ طوسی، آثار فقهی علامه حلی و شرائع الإسلام اثر محقق حلی، تمرکز فقه جهاد را بر این مختصات نظامی نشان می‌دهد. فروع فقهی مندرج در این آثار، با ویژگی‌های این نبردهای کلاسیک همخوانی قابل توجهی دارند که در ادامه بیان خواهد شد:
نخستین مسئله محوری در هر سه متن، تعریف جهاد به‌عنوان یک تکلیف دینی با ماهیتی جمعی است. در المبسوط، شیخ طوسی جهاد را از «فرائض الإسلام» می‌داند و تصریح می‌کند که این فریضه به‌صورت وجوب کفایی بر مسلمانان واجب است. همین منطق در آثار متأخرتر نیز ادامه می‌یابد. در شرائع الإسلام نیز جهاد بر هر «مکلّف حرّ ذکر» واجب دانسته شده و در عین حال ماهیت جز برای دفاع، از سنخ وجوب کفائی است. این تلقی نشان می‌دهد که جهاد در این متون نه یک کنش فردی و پراکنده بلکه فعالیتی جمعی و سازمان‌یافته است که مستلزم حضور گروهی از نیروهای رزمی در میدان نبرد است. چنین برداشتی با ساختار جنگ‌های نسل اول هماهنگ است، زیرا در این نوع جنگ‌ها پیروزی یا شکست در گرو بسیج نیروهای انسانی و حضور آنان در میدان جنگ است.
دومین مسئله اساسی در این متون، نقش رهبری سیاسی و فرماندهی مرکزی در اداره جنگ است. در المبسوط تأکید می‌شود که امام باید جهاد را تعطیل نکند و هر سال یا خود به جنگ رود یا گروه‌هایی از نیروها را اعزام کند. این سخن نشان‌دهنده آن است که جنگ در این چارچوب یک فعالیت سازمان‌یافته و تحت هدایت قدرت سیاسی است. در شرائع الإسلام نیز همین اصل با بیان فقهی دقیق‌تری تکرار می‌شود؛ جهاد ابتدایی تنها در صورت وجود امام یا نماینده منصوب او واجب است و تصمیم‌گیری درباره آغاز جنگ، صلح، دعوت به اسلام یا مهادنه در اختیار او قرار دارد. این تأکید بر فرماندهی متمرکز، یکی از ویژگی‌های اصلی جنگ‌های نسل اول است که در آن نظم نظامی، ساختار فرماندهی و تبعیت از رهبر نظامی نقش تعیین‌کننده دارد.
سومین محور مشترک در این متون، تعیین دقیق شرایط کسانی است که موظف به شرکت در جنگ هستند. در هر سه منبع، جهاد بر افراد آزاد، مرد، بالغ و عاقل واجب دانسته شده و گروه‌هایی مانند زنان، کودکان، بردگان، مجانین و افراد ناتوان از این تکلیف معاف شده‌اند. در المبسوط علاوه بر این موارد، عواملی مانند بیماری، نابینایی، فقر یا ناتوانی در تهیه تجهیزات نیز از جمله عذرهای سقوط جهاد شمرده می‌شود. همین منطق در شرائع الإسلام نیز تکرار می‌شود. چنین تفکیکی نشان می‌دهد که جهاد در این چارچوب اساساً فعالیتی رزمی و فیزیکی تلقی می‌شود که تنها کسانی می‌توانند در آن مشارکت کنند که توانایی حضور در میدان نبرد را داشته باشند. این تفکیک روشن میان رزمندگان و غیررزمندگان نیز یکی از ویژگی‌های بنیادین جنگ‌های نسل اول به شمار می‌رود.
چهارمین مسئله مهم در این متون، قواعد رفتاری در میدان جنگ است. فقیهان پیشین نه‌تنها درباره اصل جهاد، بلکه درباره شیوه اجرای آن نیز بحث‌های گسترده‌ای مطرح کرده‌اند. در شرائع الإسلام برای مثال به لزوم دعوت دشمن به اسلام پیش از آغاز جنگ اشاره شده و همچنین قواعدی درباره فرار از میدان نبرد، نسبت نیروها در میدان جنگ، و شرایط ثبات در برابر دشمن مطرح شده است. علاوه بر این، استفاده از روش‌هایی مانند محاصره، به‌کارگیری منجنیق، تخریب حصارها و قطع راه‌های ارتباطی دشمن نیز مورد بحث قرار گرفته است. در عین حال، محدودیت‌هایی اخلاقی نیز مانند منع کشتن زنان، کودکان و مجانین، منع غدر و خیانت، و کراهت برخی شیوه‌های خشونت‌آمیز نیز طرح شده است. چنین بحث‌هایی نشان می‌دهد که جنگ در این متون به‌صورت یک نبرد میدانی و مستقیم تصور شده است که در آن نیروهای نظامی در برابر یکدیگر صف‌آرایی می‌کنند و قواعد مشخصی رفتار آنان را تنظیم می‌کند. این تصویر نیز با الگوی جنگ‌های نسل اول هم‌خوانی دارد.
پنجمین محور مهم در این متون، مباحث مربوط به اسیران جنگی، غنائم و اداره سرزمین‌های فتح‌شده است. در شرائع الإسلام بخش مفصلی به احکام اسیران اختصاص یافته است؛ از جمله اینکه اسیران زن و کودک در حکم سَبی قرار می‌گیرند و درباره مردان بالغ تصمیم‌گیری با امام است. همچنین احکام مربوط به غنائم جنگی، تقسیم آن میان رزمندگان، سهم سواره و پیاده، و نقش امام در مدیریت منابع به‌طور دقیق بیان شده است. این مسائل نشان می‌دهد که جنگ در این متون نه فقط یک درگیری نظامی، بلکه یک نظام کامل سیاسی و اقتصادی تلقی می‌شود که پیامدهای آن شامل مدیریت اسیران، اموال و سرزمین‌ها است. چنین مباحثی نیز به‌خوبی با ساختار جنگ‌های کلاسیک پیشامدرن هم‌خوانی دارد.
با مقایسه این متون می‌توان دریافت که هرچند میان آن‌ها تفاوت‌هایی در شیوه بیان وجود دارد، اما در محتوای اصلی اشتراک فراوانی دارند. شیخ طوسی در المبسوط مباحث را با تفصیل بیشتر و گاه با نقل دیدگاه‌های مختلف فقهی مطرح می‌کند، در حالی که محقق حلی در شرائع الإسلام همان مباحث را در قالبی منظم‌تر و آموزشی‌تر تنظیم کرده است. آثار علامه حلی نیز در ادامه همین سنت قرار می‌گیرند و با حفظ چارچوب کلی فقه جهاد، به نظام‌مندتر شدن مباحث کمک می‌کنند. با این حال، در هر سه منبع، مجموعه مسائل اصلی تقریباً یکسان است و مواردی نظیر تعریف جهاد و ماهیت آن، نقش امام در فرماندهی جنگ، تعیین افراد مکلف به جهاد، قواعد رفتار در میدان نبرد، احکام اسیران و غنائم، و تنظیم روابط با دشمنان خارجی و داخلی را در بر می‌گیرد.
بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که فقه جهاد در آثار شیخ طوسی، علامه حلی و محقق حلی تصویری از جنگ ارائه می‌دهد که به‌طور کامل در چارچوب جنگ‌های نسل اول قابل تحلیل است. در این متون، جنگ به‌عنوان نبردی سازمان‌یافته میان دو گروه در میدان مشخص تصور می‌شود؛ نبردی که تحت فرماندهی مرکزی انجام می‌شود، قواعد اخلاقی و حقوقی مشخصی دارد، و میان رزمندگان و غیررزمندگان تمایز روشنی برقرار می‌کند. همچنین ابزارها و روش‌های جنگی مطرح‌شده در این متون ــ مانند محاصره، منجنیق، نبرد مستقیم و تصرف سرزمین ــ همگی متعلق به منطق جنگ‌های پیشامدرن هستند. از این رو می‌توان گفت که مسائل اصلی مطرح‌شده در این آثار فقهی دقیقاً همان مسائلی است که در چارچوب جنگ‌های نسل اول اهمیت داشته است و فقه جهاد در این دوره بازتابی از همان ساختار تاریخی و نظامی محسوب می‌شود.

این مقاله را به اشتراک بگذارید