آنتروپیِ قدرت در جبهه باطل؛ از قلعه‌های خیبر تا گنبدهای آهنین

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِن دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قلوبهم الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ (حشر: ۲)

«اوست خدایی که کافرانِ اهل کتاب را در نخستین بسیج نیرو از دیارشان بیرون راند. شما گمان نمی‌کردید که آن‌ها [به این آسانی] کوچ کنند و خودشان نیز می‌پنداشتند دژهای محکمشان آن‌ها را از [اراده] خدا بازمی‌دارد، اما از جایی که هرگز حساب نمی‌کردند خدا به سراغشان آمد و رُعب و وحشتی در دل‌هایشان افکند که خانه‌هایشان را به دست خویش و به دست مؤمنان ویران می‌کردند؛ پس ای اهل بصیرت، عبرت بگیرید.»

سید محمدمهدی میرجلیلی | پژوهشگر حوزه الهیات امنیت

 

تبیین سنت زوال
🔷در تحلیل تحولات استراتژیک جهان، گاه چشم‌ها چنان مبهوتِ هیمنه‌ی تکنولوژی و تجهیزات می‌شود که از درک قوانین حاکم بر هستی باز می‌ماند. آیه ۲ سوره حشر، نه فقط بیان یک واقعه تاریخی (اخراج قوم بنی‌نضیر)، بلکه تبیین یک «فرمول ابدی» برای فروپاشی قدرت‌های باطل است؛ فرآیندی که در فیزیک آن را «آنتروپی» یا تمایل به بی‌نظمی و نابودی از درون می‌نامند.

🔷۱. توهمِ بازدارندگی؛ وقتی دژها دیگر پناهگاه نیستند
بنی‌نضیر به دژهای سنگی و نفوذناپذیر خود غره بودند (وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم). امروز نیز «حُصون» و دژها تغییر شکل داده‌اند؛ گنبدهای آهنین، رادارهای پیشرفته و حصارهای هوشمند، همان دژهای مدرنی هستند که دشمن به آن‌ها تکیه کرده است. اما آیه هشدار می‌دهد که وقتی اراده خدا (نظامات حق) بر فنای ظلم قرار گیرد، این حصارها نه تنها مانع نیستند، بلکه با ایجاد «امنیت کاذب»، خود به مقدمه‌ی سقوط تبدیل می‌شوند.

🔷۲. متغیرِ پیش‌بینی‌ناپذیر؛ ضربه از نقطه‌ی کوری که دیده نمی‌شود
دشمن مجهز، تمام مسیرهای احتمالی را با محاسباتِ مادی می‌پوشاند، اما ضربه نهایی از جایی می‌رسد که در هیچ اتاق فکری پیش‌بینی نشده بود: «مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا». این همان «غافلگیری راهبردی» است که تمام رادارهای دنیای مادی را از کار می‌اندازد؛ جایی که محاسباتِ ریاضی در برابرِ اراده‌ی پنهان هستی شکست می‌خورند.

🔷۳. قَذفِ رُعب؛ فروپاشیِ مرکز فرماندهی و کنترل
خداوند پیش از ویرانی حصارها، اراده‌ها را متلاشی می‌کند: «وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ». واژه «قَذف» نشان‌دهنده پرتابی مقتدرانه و ناگهانی است. وقتی رعب و وحشت به قلبِ یک ارتش مجهز رسوخ کند، عالی‌ترین ابزارهای جنگی به آهن‌پاره‌هایی بی‌مصرف تبدیل می‌شوند. امروز، اضطرابِ ریشه‌دار در جانِ دشمن، همان لشکریان غیبی خداست که هیچ پدافندی برای مقابله با آن وجود ندارد.

🔷۴. خودویرانگری؛ فرجامِ ستم و پیمان‌شکنی
تکان‌دهنده‌ترین بخشِ این آنتروپی، مرحله‌ای است که سیستم علیه خودش عمل می‌کند: «یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُم بِأَیْدِیهِمْ». ستمگر در بن‌بستِ شکست، دست به جنایاتی می‌زند که مستقیماً پایه‌های بقای او را نابود می‌کند. آن‌ها با تخریب روابط انسانی و زیر پا گذاشتن پیمان‌ها، در واقع در حال تخریبِ «خانه مشروعیت» خویش هستند. این یک خودکشی استراتژیک است که به دست خود و به دست مؤمنان رقم می‌خورد.

🔷سخن پایانی: عبرتی برای صاحبان بصیرت
فرمانِ «فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ» یک فراخوان دائمی است. بصیرت یعنی درک این حقیقت که هیمنه‌ی ظاهری جبهه باطل، تنها غباری بر پیکره‌ای فرسوده است. از خیبر و بنی‌نضیر تا امروز، قانونِ جهان تغییر نکرده است: هر قدرتی که بر غیر حق بنا شود، در اوجِ تجهیزات، دچار فروپاشیِ درون‌زا خواهد شد. یقین به این سنت الهی، بزرگترین منبع امید برای جبهه حق در نبردهای معاصر است.

برچسب ها:
این مقاله را به اشتراک بگذارید