🔹وقتی از امنیت سخن میگوییم، معمولاً ذهن به سوی نظم، ثبات و حفاظت از جامعه در برابر تهدیدها میرود. اما امنیت تنها یک مسئلهٔ سیاسی یا انتظامی نیست؛ بلکه ریشهای عمیق در معنا، ایمان و نحوهٔ مواجههٔ انسان با حقیقت دارد. هرگاه میان ظاهر عمل و روح آن فاصله ایجاد شود، نوعی «بحران معنا» شکل میگیرد که میتواند بنیانهای اخلاقی و معنوی جامعه را متزلزل سازد.
✍️دکتر سید محمدمهدی میرجلیلی | پژوهشگر حوزه الهیات امنیت
🔹قرآن کریم در آیه ۷۱ سوره بقره نمونهای روشن از این وضعیت را به تصویر میکشد؛ جایی که بنیاسرائیل در برابر فرمان الهی قرار میگیرند، اما به جای تسلیم و پذیرش حقیقت، با پرسشهای پیدرپی و بهانهجویی، اجرای فرمان را به تأخیر میاندازند.
آیه ۷۱ سوره بقره
قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَهٌ لَا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَلَا تَسْقِی الْحَرْثَ، مُسَلَّمَهٌ لَا شِیَهَ فِیهَا قَالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا کَادُوا یَفْعَلُونَ
ترجمه: موسی گفت: خدا میفرماید آن گاوی است نه رام برای شخم زدن و نه برای آب دادن؛ سالم است و هیچ لکهای ندارد. گفتند: اکنون حقیقت را آوردی. پس آن را ذبح کردند، در حالی که نزدیک بود این کار را انجام ندهند.
این آیه پایان زنجیرهای از پرسشهای ظاهراً منطقی اما در حقیقت فرساینده است. قوم سرانجام فرمان الهی را اجرا میکند، اما نه از سر شوق و ایمان، بلکه پس از تردیدها و مقاومتهای فراوان. از همینجا میتوان میان «اجرای فرمان» و «فهم معنای فرمان» تمایز قائل شد.
در تأویل عرفانی، «گاو» نمادی از نفس حیوانی انسان است؛ نفسی که باید قربانی شود تا راه برای رشد معنوی، آگاهی و معرفت گشوده گردد. اما هنگامی که توجه تنها به ظاهر عمل معطوف شود، حقیقت در پسِ مناسک و تشریفات پنهان میگردد و معنای اصلی از دست میرود.
بحران معنا دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: زمانی که ظاهر حفظ میشود اما روح فراموش میگردد. در چنین وضعیتی، انسان ممکن است فرمان را اجرا کند، اما دیگر ارتباطی زنده با حقیقت آن نداشته باشد. نتیجهٔ این گسست، پیدایش نوعی امنیت ظاهری و شکننده است؛ امنیتی که بر پایهٔ فهم، اعتماد و تحول درونی بنا نشده است.
🔹از منظر اجتماعی نیز هر جامعهای برای دستیابی به امنیت پایدار، نیازمند پیوند میان قانون، اخلاق و معناست. اگر قواعد و ساختارها صرفاً به صورت مکانیکی اجرا شوند و روح عدالت، صداقت و مسئولیتپذیری در آنها حضور نداشته باشد، امنیت به تدریج به کنترل صرف تقلیل مییابد و فاصلهٔ میان انسان و حقیقت بیشتر میشود.
داستان گاو بنیاسرائیل هشداری است نسبت به همین خطر؛ خطری که در آن انسان به جای رویارویی صادقانه با حقیقت، در جزئیات فرعی گرفتار میشود و جوهر پیام را از دست میدهد. در این حالت، پرسشها دیگر ابزار فهم نیستند، بلکه وسیلهای برای تعویق تصمیم و گریز از مسئولیت میشوند.
🔹قرآن با بیان این داستان، تنها یک واقعهٔ تاریخی را نقل نمیکند، بلکه الگویی ماندگار از نسبت انسان با حقیقت را به نمایش میگذارد. این آیه نشان میدهد که امنیت حقیقی از تسلیم آگاهانه در برابر حق، صداقت در عمل و هماهنگی میان ظاهر و باطن پدید میآید؛ نه از اجرای اکراهآمیز فرمانها و نه از پناه بردن به صورتهای تهی از معنا.
🔹از این منظر، آیه ۷۱ سوره بقره دعوتی است برای بازاندیشی در مفهوم امنیت؛ امنیتی که پیش از آنکه محصول قدرت و کنترل باشد، ثمرهٔ آشتی انسان با حقیقت و رهایی او از بحران معناست.
