سیده زهره وکیل | پژوهشگر حوزه الهیات امنیت
- مقدمه: امنیت؛ از مسئله بقا تا مسئله کرامت
- بازخوانی مفهوم امنیت؛ وقتی نبود تهدید کافی نیست
- مبانی اسلامی؛ از «أمن» تا «طمأنینه» و «حیات طیبه»
- کرامت انسانی؛ حلقه مفقوده امنیت تهدیدمحور
- عدالت و نفی ظلم؛ از اخلاق تا زیرساخت امنیت
- از امنیت سلبی تا امنیت کرامتمحور
- مدل امنیت کرامتمحور اسلامی
- دلالتهای امنیتی و حکمرانی
- جمعبندی؛ امنیت برای تحقق انسان
- منابع
مقدمه: امنیت؛ از مسئله بقا تا مسئله کرامت
در ادبیات امنیتی معاصر، امنیت غالباً با «نبود تهدید» تعریف میشود؛ یعنی وضعیتی که در آن خطر مهار شده، جنگ فروکش کرده و نظم حداقلی برقرار است. اما همین تعریف حداقلی، هرچند در سطحی از تحلیل لازم است، برای توضیح همه ابعاد امنیت کافی نیست. امنیتی که فقط به دفع خطر محدود شود، میتواند در ظاهر مستقر باشد اما در عمق خود از عدالت، کرامت و آرامش انسانی تهی باشد. سند مبنای این یادداشت نیز دقیقاً بر همین گسست انگشت میگذارد: امنیت در نظریههای رایج غربی عمدتاً در محور بقا، قدرت دولت، موازنه قوا و منافع ملی فهم میشود، حال آنکه در خوانش اسلامی باید با عدالت، رحمت، کرامت انسانی، حاکمیت قانون الهی و مسئولیت جمعی پیوند بخورد.
مسئله اصلی این یادداشت از همینجا آغاز میشود: آیا امنیت در اندیشه اسلامی صرفاً به معنای فقدان تهدید و دفع خطر است، یا منابع اسلامی ظرفیت ارائه مفهومی ایجابی، انسانی و کرامتمحور از امنیت را دارند؟ پاسخ این یادداشت، بر پایه قرآن، سنت و خوانش انتقادی سند پیوست، این است که امنیت اسلامی را نمیتوان به نبود تهدید فروکاست. امنیت، در معنای کامل خود، وضعیتی است که در آن انسان و جامعه در پرتو توحید، عدالت، کرامت، عزت و مصونیت از ظلم، امکان تحقق زندگی شایسته و آرامش انسانی را پیدا میکنند.
بازخوانی مفهوم امنیت؛ وقتی نبود تهدید کافی نیست
اگر امنیت را فقط «فقدان تهدید» بدانیم، آنگاه هر جامعهای که از جنگ خارجی دور باشد، امن تلقی میشود؛ حتی اگر در آن فقر ساختاری، تحقیر انسان، بیعدالتی، تبعیض، فقدان اعتماد و اضطراب اجتماعی حکم فرما باشد. اما چنین جامعهای از منظر اسلامی، به دشواری امن نامیده میشود. قرآن کریم امنیت را صرفاً به صورت یک وضعیت پلیسی یا نظامی صورتبندی نمیکند، بلکه آن را به تجربههای وجودی انسان پیوند میزند: رفع خوف، نفی حزن، طمأنینه قلب، حیات طیبه و کرامت.
در همین نقطه، تمایز میان سه سطح معنا روشن میشود. امنیت سلبی یعنی رفع تهدید و خطر. امنیت ایجابی یعنی فراهم شدن شرایط رشد، آرامش و شکوفایی. امنیت کرامتمحور اسلامی یک گام فراتر می رود و می گوید امنیت زمانی کامل است که شرایط مادی، حقوقی، اجتماعی و معنوی لازم برای تحقق کرامت انسانی در چارچوب توحیدی فراهم باشد. سند پیوست نیز در جمعبندی خود، امنیت اسلامی را از «قدرت و بقا» به سمت «عدالت، رحمت، کرامت و معنویت» می برد و دقیقاً از همینجا ظرفیت نظریهپردازی جدید را نشان می دهد.
مبانی اسلامی؛ از «أمن» تا «طمأنینه» و «حیات طیبه»
قرآن کریم از امنیت با واژگان و میدان های معنایی متعددی سخن می گوید. یکی از روشنترین آیات در این زمینه، آیه ۸۲ سوره انعام است: «الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ» (قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۸۲). در این آیه، امنیت صرفاً نتیجه ایمان لفظی نیست، بلکه به نفی ظلم گره خورده است. یعنی ایمان آلوده به ظلم، امنیت واقعی تولید نمی کند. این آیه برای نظریه امنیت اسلامی بسیار مهم است، چون نشان می دهد رابطهای مستقیم میان عدالتورزی و امنیت وجود دارد.
آیه دیگری که بُعد وجودی امنیت را روشن می کند، آیه ۲۸ سوره رعد است: «أَلَا بذکْر اللَّه تَطْمَئنُّ الْقُلُوبُ» (قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۲۸). اینجا امنیت به سطح قلب و جان انسان میرسد. طمأنینه فقط آرامش روانشناختی ساده نیست، بلکه سکون وجودی در نسبت با حقیقت است. از این منظر، امنیت در قرآن تنها یک پدیده سیاسی یا نظامی نیست، بلکه کیفیتی از حیات انسانی است که در نسبت با ایمان، ذکر و معنا شکل میگیرد.
همچنین آیه ۹۷ سوره نحل می گوید: «فَلَنُحْییَنَّهُ حَیَاهً طَیّبَهً» (قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۹۷). حیات طیبه مفهومی است که امنیت را از سطح بقای زیستی به سطح زندگی شایسته ارتقا میدهد. زندگی شایسته بدون امنیت ممکن نیست، اما امنیت نیز در افق قرآنی باید به امکان چنین حیاتی منجر شود.
از همینرو، درک اسلامی از امنیت در سطحی عمیقتر، نه فقط محافظت از بدن و دارایی، بلکه حفاظت از امکان زیستن انسانی است.
آیه ۱۰۶ سوره قریش نیز صریحتر از بسیاری متون کلاسیک، نسبت امنیت و معاش را نشان می دهد: «الَّذی أَطْعَمَهُمْ منْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ منْ خَوْفٍ» (قرآن کریم، سوره قریش، آیه ۴). در این آیه، امنیت همردیف با نجات از گرسنگی آمده است. این همنشینی نشان می دهد امنیت در منطق قرآن فقط نظامی نیست، بلکه اقتصادی و معیشتی نیز هست. جامعهای که از گرسنگی رنج میبرد، هرچند مرزهایش محفوظ باشد، هنوز به امنیت کامل نرسیده است.
کرامت انسانی؛ حلقه مفقوده امنیت تهدیدمحور
اگر بخواهیم نقطه عزیمت نظریه امنیت اسلامی را در یک مفهوم خلاصه کنیم، آن مفهوم «کرامت» است. آیه «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنی آدَمَ» (قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۷۰) بهروشنی اعلام می کند که انسان، پیشاپیش واجد شأن و منزلتی است که باید حفظ شود. این آیه را نباید به صورت شتابزده و مکانیکی به نظریه های مدرن امنیت انسانی تقلیل داد. معنای آیه در سیاق خودش، اعلام منزلت نوع انسان است؛ اما همین منزلت، ظرفیت نظری مهمی برای بازسازی امنیت فراهم می کند.
بنابراین، اگر انسان در منطق قرآن مکرم است، پس هر ترتیبی که کرامت او را حفظ نکند، هرچند نظم تولید کند، هنوز به امنیت کامل نرسیده است. از این رو، امنیت بدون کرامت، امنیتی ناقص است. جامعهای ممکن است از جنگ مصون باشد، اما اگر شهروندانش تحقیر شوند، حقوقشان نقض شود، در معرض تبعیض قرار گیرند یا احساس بی پناهی کنند، در سطح کرامت دچار ناامنی است. این همان جایی است که امنیت سلبی از توضیح واقعیت ناتوان می شود.
آیات فوق چنین افقی را تأیید کرده و تاکید دارند که امنیت اسلامی بر «کرامت انسانی، عدالت، رحمت، حاکمیت قانون الهی، مسئولیت جمعی و همزیستی مسالمتآمیز» استوار معرفی می شود. این رویکرد، در برابر رویکردهای غربی متکی بر بقا و قدرت دولت قرار می گیرد (خوانش انتقادی…, ص ۲). بنابراین، کرامت در اینجا صرفاً یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه یکی از زیرساختهای تولید امنیت است.
عدالت و نفی ظلم؛ از اخلاق تا زیرساخت امنیت
در اندیشه اسلامی، عدالت فقط یک آرمان اخلاقی نیست، بلکه سازوکار ساخت امنیت پایدار است. قرآن کریم در آیه ۸ سوره مائده می فرماید: «کُونُوا قَوَّامینَ للَّه شُهَدَاءَ بالْقسْط… اعْدلُوا هُوَ أَقْرَبُ للتَّقْوَى» (قرآن کریم، سوره مائده، آیه ۸). عدالت در این آیه نه یک توصیه جانبی، بلکه یک تکلیف ساختاری است. آیه ۱۳۵ سوره نساء نیز بر قیام به قسط، حتی علیه منافع شخصی و گروهی، تأکید دارد (قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۱۳۵).
از مجموع این آیات، می توان فهمید که عدالت در اسلام امری حاشیهای نیست، بلکه بستر اجتماعی امنیت است.
در سطح تحلیلی، نسبت میان ظلم و ناامنی روشن است:
ظلم، کرامت را سلب می کند؛ ⬅سلب کرامت، اعتماد را می فرساید؛⬅ فرسایش اعتماد، ناامنی می زاید؛ ⬅ناامنی، به بی ثباتی اجتماعی می انجامد.
در مقابل،
عدالت، کرامت را حفظ می کند؛ ⬅کرامت، اعتماد تولید می کند؛ ⬅اعتماد، آرامش اجتماعی می سازد؛ ⬅ آرامش، امنیت پایدار را ممکن می کند.
این زنجیره در متن قرآن نیز قابل ردگیری است. آیه ۸۲ سوره انعام، امنیت را به نفی ظلم پیوند می زند و بدین ترتیب، امنیت را از یک وضعیت صرفاً انتظامی به یک وضعیت اخلاقی_اجتماعی ارتقا می دهد.
در نهجالبلاغه نیز عدالت محور نظم عمومی است. در عهدنامه مالک اشتر، امام علی(ع) با صراحت، عدالت، رعایت حقوق مردم و پرهیز از خودکامگی را شرط اداره جامعه می داند (نهج البلاغه، نامه ۵۳). این متن، از منظر امنیتی، بسیار مهم است؛ زیرا نشان می دهد؛ امنیت در حکومت علوی با حفظ مردم و رعایت حقوق آنان سنجیده می شود، نه صرفاً با حفظ ساختار قدرت. در تحلیل امنیتی این نامه، دولت عادل دولتی است که بهجای تولید ترس، اعتماد می سازد و بهجای تثبیت سلطه، امکان زیست شایسته را فراهم می کند.
از امنیت سلبی تا امنیت کرامتمحور
در خوانش تطبیقی رویکرد به امنیت در اسلام و غرب، بهدرستی روشن می شود که نظریههای غربی امنیت غالباً در مدار بقا، منافع ملی، قدرت و رقابت می چرخند و در مقابل، امنیت اسلامی بر توحید، عدالت، رحمت و کرامت تکیه دارد. این مقایسه، ما را به یک چرخش مفهومی می رساند: از حفاظت انسان، به امکان تحقق انسان.
در این چارچوب، امنیت کرامتمحور اسلامی به این معناست که جامعه و حکومت باید شرایطی را فراهم کنند که انسان بتواند در آن، بدون تحقیر، بدون ظلم، بدون خوف دائمی و بدون محرومیت ساختاری، زندگی شایسته داشته باشد. به عبارت دیگر، حفظ موجودیت شرط امنیت است، اما تمام حقیقت امنیت نیست. امنیت وقتی کامل می شود که موجودیت انسان در کنار شأن انسانی او حفظ شود.
این چرخش، چهار پیامد نظری مهم دارد:
- امنیت فقط نظامی نیست و باید امنیت روانی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و اخلاقی را نیز در بر بگیرد.
- دولت تنها فاعل امنیت نیست؛ خانواده، نهادهای اجتماعی، نظام عدالت و شبکه اعتماد نیز در تولید امنیت نقش دارند.
- معیار امنیت فقط «نبود تهدید» نیست، بلکه «وجود کرامت و عدالت» نیز هست.
- امنیت پایدار، نه با سرکوب تهدیدها، بلکه با کاهش ریشههای ظلم، فقر، تبعیض و بیاعتمادی ساخته می شود.
مدل امنیت کرامتمحور اسلامی
بر پایه آنچه از منابع اسلامی به دست می آید، می توان مدل فشرده زیر را در امنیت کرامتمحور اسلامی ملاحظه کرد:
این مدل یک ادعای شعاری نیست، بلکه حاصل اتصال چند سطح از منابع است:
توحید، مبنای نهایی نظم ارزشی است.
↓
کرامت انسانی، شأن ذاتی انسان را تثبیت می کند.
↓
عدالت، سازوکار عملی حفظ این شأن است.
↓
رفع خوف و ایجاد طمأنینه، تجربه زیسته امنیت را می سازند.
↓
عزت و اعتماد اجتماعی، امنیت را از سطح فردی به سطح جمعی می برند.
↓
و در نهایت، حیات طیبه، غایت این منظومه است.
دلالتهای امنیتی و حکمرانی
اگر امنیت را کرامتمحور بفهمیم، سیاستگذاری امنیتی نیز تغییر می کند.
- در سطح فردی، امنیت فقط حفاظت فیزیکی نیست، بلکه امنیت روانی و حقوقی نیز اهمیت دارد.
- در سطح اجتماعی، عدالت، اعتماد و کاهش تبعیض، بخشی از تولید امنیت می شوند. در سطح حکمرانی، حفظ نظم بدون رعایت کرامت مردم، معیار کافی امنیت نیست.
- در سطح راهبردی نیز امنیت پایدار، بهجای صرفاً دفع تهدید، باید ظرفیت جامعه برای زندگی شایسته و مقاوم را افزایش دهد.
امنیت را در این نگاه می توان با «آرامش، اطمینان، عدالت، رفاه، اعتماد و معنویت» پیوند داد که در خوانش اسلامی آن، امنیت نه صرفاً ابزار بقا، بلکه شرط زیست انسانی است. از این منظر، امنیت کرامتمحور صرفاً یک نظریه اخلاقی نیست، بلکه یک چارچوب تحلیلی برای حکمرانی و سیاست امنیتی است.
جمعبندی؛ امنیت برای تحقق انسان
قرآن کریم، با پیوند دادن امنیت به نفی ظلم، طمأنینه قلب، حیات طیبه و رفع خوف، و نهجالبلاغه با قرار دادن عدالت و حق مردم در مرکز حکمرانی، امکان بازخوانی کرامتمحور امنیت را فراهم می کنند. با این بیان، روشن است که در اندیشه اسلامی، امنیت را نمی توان تنها به فقدان تهدید و دفع خطر فروکاست. بلکه در این نگاه، امنیت، در معنای کامل خود، وضعیتی است که در آن انسان و جامعه در پرتو توحید، عدالت، کرامت، عزت و مصونیت از ظلم، امکان تحقق حیات شایسته و آرامش انسانی را پیدا می کنند از این رو، امنیت اسلامی نه فقط «امنیت از تهدید»، بلکه «امنیت برای تحقق انسان» است.
منابع
– قرآن کریم.
– نهج البلاغه، نامه ۵۳.
– مقاله خوانش انتقادی مبانی نظریه های امنیت و ارائه چارچوب نظریه امنیت اسلامی؛ محقق: سیده زهره وکیل، صص۱-۱۰
