در حوزه مطالعات امنیت، غالبا دو مواجهه با مسائل امنیتی میتوان داشت:
یک مواجهه، مواجهه سلبی است. در مواجهه سلبی، امنیت به فقدان تهدید تعریف میشود. درست مانند اینکه کسی سلامتی را با فقدان بیماری تعریف کند. در اینجا اساسا تعریفی از سلامتی ارایه نشده است. بلکه ضد آن یعنی مریضی، نفی شده است. با بروز دوران جنگ سرد و رقابت های عجیب تسلیحاتی میان شوروی وآمریکا، ناکارآمدی ویا به تعبیر دقیق تر، نابسندگی گفتمان سلبی امنیت، مشخص شد. در مقابل با گفتمان ایجابی امنیت مواجه هستیم. این گفتمان امنیت به مثابه فقدان تهدید را نابسنده میداند. به عبارتی دیگر نبود تهدید، شرط لازم امنیت است نه شرط کافی. در گفتمان ایجابی امنیت، تهدیدات امنیتی، همیشه تهدید نیستند، بلکه گاهی میتوانند به مثابه فرصت تلقی شوند. درست مانند واکسنی که به بدن تزریق میشود. واکسن در واقع همان ویروسِ ضعیف شده است که از طریق تزریق به بدن، مقاومت آن را در مقابل بیماری ها ومیکروب ها افزایش میدهد. سوالی که در شرایط کنونی به ذهن می آید این است که آیا محاصره دریایی آمریکا، برای ما تهدید امنیتی محسوب میشود یا فرصت امنیتی؟
با توجه به نکات بالا اجمالا و بر اساس گفتمان ایجابی امنیت میتوان چنین پاسخ داد که بر اساس گفتمان ایجابیِ امنیت، محاصره دریایی در عین تهدیداتی که با خود به همراه دارد، در عین حال واجد امکان های زیادی جهت خلق فرصت های امنیتی نیز هست. در ادامه یادداشت، به برخی از این فرصت ها اشاراتی خواهیم داشت:
✍️ محسن جبارنژاد | پژوهشگر حوزه فلسفه امنیت
🔹 یک
نمیتوان در این گزاره تردیدی به خود راه داد که ما تا حدی از این محاصره زیان دیدیم، اما نباید از این نکته غافل بود که اگر محاصره دریایی، میتواتست کار ایران را یکسره کند یا آن را در یک تنگنا چارمیخ کند، آمریکا به هیچ وجه، آهنگ و اراده ی بازگشتن به ابزار قدیمیِ تحریم و فشار اقتصادی را نمیکرد. درک همین نکته، خود کلیدی مهم برای فهم و حل محذورات امنیتی ما در شرایط کنونی است.
🔹دو
محاصره دریایی آمریکا، مشروعیت اخلاقی، حقوقی و بین المللیِ بستن تنگه هرمز را در اختیار ایران قرار داد. مضافا اینکه محاصره دریایی عربستان توسط محور مقاومت از سمت دریای سرخ را نیز باید اقدامی فرصت آفرین از حیث امنیتی دانست.
🔹سه
درست است که محاصره دریایی همچنان با ۲۸ ناو آمریکایی ادامه دارد اما فرسایش شدید تجهیزات ناوها و نیز فرسودگی روانی نیروهای آمریکایی مستقر در این ناوها را باید به فهرست موقعیت های فرصت آفرین برای ایران در جهت مواجهه خلاقانه با تهدیدات امنیتی ناشی از محاصره دریایی آمریکا اضافه کرد.
🔹 چهار
ایرانیان بر اساس آنچه که میتوان آن را “متافیزیک ایرانی” دانست، مواجهه متفاوتی با مفاهیمی نظیر جنگ، صلح، تسلیم، مرگ، دوست، دشمن، امنیت و … دارند و از این حیث واجد فهم متفاوتی با طرف مقابل از حیث الهیات امنیت هستند. ایرانیان با الهام از آموزه های کهن ایرانی وشیعی، اساسا تسلیم در مقابل آمریکا را برای خود، “عین ناامنی” میدانند. در سنت شیعی، مرگ عزتمندانه و باشکوه، به مراتب از زندگیِ همراه با پذیرش ظلم، به لحاظ اخلاقی مرجح است. اینکه گفته میشود:
” یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او تن ما به دار سازد آونگ
القصه در این سراچه پرنیرنگ
یک مرده به نام، به که صد زنده به ننگ” چنین مواجهه ای بخشی از متافیزیک ایرانی وشیعی است که هم معنای امنیت را متحول میکند و هم فرصتی را از حیث امنیتی برای ما ایجاد میکند. این، همان امکانی است که اساسا خصم ایران از آن بی بهره و نصیب است. بر اساس همین درک از فرهنگ ایرانی است که تریتا پارسی چندی پیش به این مساله اشاره کرد که ایران، تشدید درگیری را به تسلیم شدن ترجیح خواهد داد و یا اینکه تهران بسیار بیشتر از جنگ، از تسلیم شدن میترسد.
🔹 پنج
نوع گفتارهای سیاسی اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی و همین طور وزیر خارجه ایران و نیز موضع سخنگوی وزارت خارجه مبنی بر دست بسته نبودن ایران، بیانگر رویکرد جدید و تهاجمی ایران در مواجهه با محاصره دریایی است. این مساله ما را به نکته دیگری رهنمون میشود و آن اینکه در شرایط کنونی نباید از رتوریک سیاسی برای تولید امنیت غافل بود.
🔹 شش
توان بالای ایران در آسیب رساندن به چرخه انرژی در منطقه، به ویژه اقداماتی که حتی مخاطرات آن برای رژیم های عربیِ وابسته به آمریکا در حد فلج شدن و نتیجتا فروپاشی خواهد بود، نیز به عنوان یکی از امکان های خلقِ فرصتِ امنیتی برای ایران بلکه امکانی برای تفوقِ امنیتی ایران، محسوب می شود. البته ما همچنان این امکان را بنا به دلایل متعدد حقوقی، عقلی، اخلاقی، انسان دوستانه و … به عنوان یک امکانِ تعلیق شده، تا کنون نگاه داشته ایم . اما اگر روزی ایران با تهدید موجودیتی جدی مواجه شود حتما چنین تعلیقی دیگر در میان نخواهد بود دست کم به دلیلِ مورد اجماعِ همه فیلسوفان سیاست، یعنی “حفظ خود” و “صیانت از ذات”.
🔹 هفت
چندی پیش طبق گزارش پایگاه سوپربرو، یک کشتی کانتینری منتسب به ایران توانست با عبور از خط محاصرهٔ آمریکا در تنگهٔ هرمز وارد آبهای ایران شود. این درحالی بود که همان موقع وزیر خزانهداری آمریکا در یادداشتی از آغاز فشار اقتصادی جدید علیه ایران موسوم به روز دی خبر داده بود. این مساله، حاکی از ظرفیت و امکانات خاص ایران در شرایط تهدیدات امنیتی، از حیث خلق فرصت های امنیتی و شکستن محاصره دریایی است
🔹هشت
پرواضح است که جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به مرور مشروعیت اخلاقی ترامپ را در آمریکا و مشروعیت آمریکا را در جهان با افول جدی مواجه کند. این افول، خود یک پنجره فرصت برای ما در جهت تحمیل هزینه های امنیتی به آمریکا و اسرائیل هم در میان مردمشان و هم در میان مردم دنیا محسوب میشود. هم اینک و در آستانه انتخابات های داخلی پیش روی آمریکا و اسرائیل، با افول جدی سرمایه اجتماعیِ ترامپ و نتانیاهو مواجه هستیم که این خود فرصتی برای ما محسوب میشود.
برآمد سخن
ترامپ مدتی پیش، تنگه هرمز را “قلمرو ایالات متحده آمریکا” اعلام کرد. این مساله نشان میدهد که آمریکا، اساسا رویکرد امنیتی خود به ایران را در سطح وجودی می بیند و دنبال میکند. بر ما نیز فرض است که اولا این مساله را در سطح وجودی ببینیم، باری صرفا وجوه سلبیِ امنیتیِ آن را نبینیم و از وجوهِ ایجابی و فرصت مدارِ آن، غافل نشویم و فراموش نکنیم که به تعبیر آن شاعر آلمانی: “آنجا که خطر هست، نجات همانجاست”…
