راهبرد امنیتی انسان ۲۵۰ساله در مبارزۀ پساعاشورا؛ خوانشی از سیره‌پژوهی شهید آیت‌الله خامنه‌ای(ره)

سیره‌پژوهی به عنوان یکی از گسترده‌ترین حوزه‌های مطالعاتی قائد شهید آیت‌الله خامنه‌ای، حجم قابل توجهی از آثار ایشان را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر، ایشان به عنوان رهبر جامعه اسلامی، همواره دغدغه امنیت همه‌جانبه در جامعه اسلامی را داشته است. لذا ایشان در سیره‌پژوهی خود، به راهبردهای امنیتی معصومین علیهم‌السلام در حفظ جامعه شیعه توجه نموده و الگویی از سیره امنیتی معصومین علیهم‌السلام در دوره پساعاشورا ارائه کرده است. نوشتار حاضر، در صدد پاسخ به این مسئله است که ائمه هشتگانه پس از امام حسین علیه‌السلام، چگونه در یک فضای خفقان‌آلود و ناامن، نه‌تنها امنیت دستگاه طاغوت را سلب کردند، بلکه امنیت نهضت شیعه را با روشی ابتکاری تأمین نمودند.

✍️ علی بوداغی | پژوهشگر حوزه مطالعات تمدنی

  1. مفاهیم بنیادین

۱،۱. نظریه امنیت همه‌جانبه

از نظر شهید خامنه‌ای، مقوله امنیت صرفاً در امور نظامی خلاصه نمی‌شود و انواعی دارد. ایشان در یک تقسیم‌بندی کلی، «امنیت اجتماعی و مدنی» را در برابر «امنیت روانی و اخلاقی» به‌کار برده است.[۱] همچنین به اقسام جزئی‌تر از جمله «امنیت نظامی و انتظامی، سیاسی، اقتصادی، فکری، عقیدتی» اشاره نموده است.[۲] بنابراین معظم‌له معتقد است: «باید امنیتِ همه‌جانبه مورد توجّه باشد.»[۳]

۱،۲. نظریه انسان ۲۵۰‌ساله مبارز

این نظریه، زندگی ائمه علیهم‌السّلام را که دویست و پنجاه سال طول کشیده، به مثابه زندگی یک انسان که گوئی دویست و پنجاه سال عمر کرده است به حساب می‌آورد. «تمام کارهای ائمه در طول این ۲۵۰ سال، کار یک انسان با یک هدف، با یک نیت و با تاکتیکهای مختلف است.»[۴] این زندگی مستمر، «با یک جهت‌گیری سیاسی همراه است.» که عنصر مبارزه‌ی سیاسی حاد نامیده می‌شود و خطّ ممتدّ زندگی ائمّه‌ علیهم‌‌السّلام را در طول ۲۵۰ سال تشکیل می‌دهد و هدف از آن، تشکیل حکومت اسلامی است.[۵] زندگی این انسان ۲۵۰‌ساله، به چهار دوره تقسیم می‌شود.[۶] دوره چهارم از دوره امامت امام سجاد علیه‌السلام شروع می‌شود و دشوارترین و طولانی‌ترین دوره‌هاست.[۷]

  1. ترسیم فضای اختناق حاکم بر زندگی انسان ۲۵۰‌ساله پساعاشورا

در تمام دوره دویست‌ساله پس از عاشورا همواره فضای اختناق و ناامنی از سوی دستگاه خلافت در زندگی ائمه علیهم‌السلام احساس می‌شد. حتی گاهی خلفا جاسوس می‌فرستادند و ائمه آنها را می‌شناختند و از آنها تقیه می‌کردند.[۸] هر یک از ائمه، به نحوی تحت فشار و خفقان حکومت بودند و امنیت خود را در خطر می‌دیدند:

۲،۱. دوره امام سجاد علیه‌السلام

در این دوره، اختناق شدیدی حاکم بود زیرا «حادثه عاشورا مردم را ترسانده بود، به دنبال آن واقعه‌ حرّه و قتل عام مردم مدینه و سختگیریهاى مروان و عبدالملک مردم را و حتى مؤمنین را از میدان خارج کرده بود.»[۹] به‌طور خاص، حکومت وقت «کمال اِشراف و نظارت را بر زندگى امام سجّاد داشت و جاسوس‌هایى گماشته بود که وضع زندگى امام سجّاد را به او گزارش بدهند.»[۱۰] لذا از سالهای اول امامت امام سجاد علیه‌السلام به عنوان تلخ‌ترین و سخت‌ترین دوران ۲۵۰ سال زندگی ائمه یاد می‌شود.[۱۱]

۲،۲. دوره امام باقر علیه‌السلام

در زمان امام باقر (علیه السلام) وضع یک قدری بهتر است و در نتیجه دو عامل ضعف امویان و کثرت جمعیت شیعه، آن خفقان عجیب حاکم نیست.[۱۲] اما با این حال، ایشان حداقل دو مرتبه در شام بازداشت شده و او را با غل‌ و‌ زنجیر برده‌اند و به زندان افکنده‌اند.[۱۳] امام باقر علیه‌السلام مسائل تشکیلاتیِ خاص شیعه را تعقیب کرد لذا هشام بن عبدالملک، امام باقر علیه‌السلام را به شام احضار کرد.[۱۴] «در همین سفر، امام باقر و امام صادق علیهماالسلام در پایتخت خلافت زندانی شدند.»[۱۵] در زندان، امام با تبلیغات مهیّج خود آن‌چنان زندانی‌ها و زندا‌نبان‌ها را مجذوب خود می‌کند که مجبور می‌شوند ایشان را آزاد کنند.[۱۶] سپس هشام، دستور به بایکوت کردن امام باقر و امام صادق علیهماالسلام داد که «هیچ‌کس حق ندارد با اینها تماس پیدا کند و حتی معامله کند.»[۱۷]

وقتی امام باقر علیه‌السلام از دنیا می‌رود بر اثر فعالیت‌های بسیاری که در طول این مدت خود امام باقر علیه‌السلام و امام سجاد علیه‌السلام انجام داده بودند اوضاع و احوال به سود خاندان پیغمبر بسیار تغییر کرد.[۱۸]

۲،۳. دوره امام صادق علیه‌السلام

اولین سالهاى مبارزه امام صادق علیه‌السلام، با دوران پر خفقان و دشوار حکومت هشام‌بن‌عبدالملک – مقتدرترین خلفاى بنى‌امیه – مصادف بود. البته دوران بنى‌عباس، از دوران بنى‌‌امیه سخت‌تر بود؛ زیرا بنى‌عباس، «روزگارى در کنار امام صادق، با دستگاه بنى‌امیه مبارزاتى داشتند و چون خود آنها از بنى‌هاشم بودند خصوصیات و ویژگیهاى کار امام صادق و ائمه را مى‌شناختند و لذا سخت‌گیرى مى‌کردند.» منصور عباسی «بارها به منزل امام صادق افرادى را فرستاد که آن حضرت را دستگیر کنند؛ حتى یکى دو مرتبه دستور داد که آن حضرت را بکشند.»[۱۹] همچنین «در خلال درگیریهای رذالت‌آمیزش با امام صادق علیه‌السلام مدتها آن حضرت را از نشستن با مردم و آموزش دین به آنان، و نیز مردم را از رفت‌وآمد و سؤال از آن حضرت منع کرد؛ تا آنجا که به نقل از «مفضل‌بن‌عمر» – چهره‌ درخشان و معروف شیعی – هرگاه مسأله‌ای در باب زناشویی و طلاق و امثال این‌ها برای کسی پیش می‌آمد، به آسانی نمی‌توانست به پاسخ آن حضرت دست یابد.»[۲۰]

۲،۴. دوره امام کاظم علیه‌السلام

امامت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام در سخت‌ترین دورانها شروع شد. در زندگی انسان ۲۵۰‌ساله، هیچ دورانی بعد از دوران امام سجاد علیه‌السلام به سختی دوران موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام نبود. موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام یقیناً یک دورانی را در خفا به‌صورت زیرزمینی زندگی می‌کرده است. در آن زمان خلیفه وقت افراد را میخواست و از آنها درباره موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام تحقیق می‌کرد و سراغ می‌گرفت. حتی در روایت هست که «موسی‌بن‌جعفر مدتی اصلاً در مدینه نبوده است؛ در روستاهای شام تحت تعقیب دستگاه‌های حاکم وقت و مورد تجسس جاسوسها، از این ده به آن ده، از آن ده به آن ده، با لباس مبدل و ناشناس» در حال فرار و در حال اختفا در دهات شام می‌گشته است. همچنین حبس طویل‌المدّه‌ و بارها تبعید شدن از خصوصیات زندگی امام کاظم علیه‌السلام است.[۲۱]

۲،۵. دوران پنج امام آخر علیهم‌السلام

«شروع امامت امام هشتم علیه‌السلام در دوران سلطه قاهرانه‌ هارون‌الرّشید» و فضای شدّت اختناقِ هارونی بود که در روایت دارد که میگفتند: وَ سَیفُ هارونَ یُقطِّرُ الدَم[۲۲]؛ از شمشیر هارون خون میچکد.[۲۳] امام در این زمان «با شیوه‌ی تقیه‌آمیز شگفت‌آوری جان خود را که محور و روح جمعیت شیعیان بود حفظ کرد.» پس از هارون، مأمون با پیشنهاد الزامی ولیعهدی به آن حضرت، قصد داشت امام را که همواره یک کانون معارضه و مبارزه بود در کنترل دستگاههای خود قرار داده و بجز خود آن حضرت، همه سران و گردن‌کشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره خود درآورد.[۲۴] دوران حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری علیهم‌السّلام نیز «دوران اختناق شدید نسبت به ائمّه و درعین‌حال دوران نشاط عجیب شیعه در سراسر دنیای اسلام» بوده است. «این سه امام در مدینه و بغداد و در سامرا زیر نظر و تحت فشارهای خیلی شدیدی قرار داشتند.»[۲۵]

  1. حزب مذهبی-سیاسی مخفی شیعه

انسان ۲۵۰ساله در دوره چهارم خود، دو مسئولیت «احیای مبانی فکری اسلام» و «تشکیل و اداره یک حزب مذهبی-سیاسی مخفی» را برعهده داشت.[۲۶] در این نوشتار، پیرامون مسئولیت دوم سخن به میان می‌آید. حزب سیاسى شیعه، یعنى حزبى که فعّالیّت سیاسى دارد با دریافت و تلقی خاصّى از اسلام و مسائل اسلامی؛ که این درک را از پیغمبر به واسطه‌ على علیه‌السلام گرفته است.[۲۷]

۳،۱. ادوار حزب مخفی شیعه

آیت‌الله شهید برای این حزب مخفی، دسته‌بندی روشنی ارائه نکرده است اما با توجه به روح کلی سخنان ایشان و قرائن پراکنده در بیانات معظم‌له می‌توان چهار دوره برای این تشکیلات تصور نمود:

۳،۱،۱. تاسیس و پیدایش

ائمه (علیهم السّلام) حداقل از دوران امام حسن مجتبی به بعد، یک حرکت زیر زمینی همه جانبه‌ی سیاسی و انقلابی را به قصد قبضه کردن حکومت شروع کرده بودند.[۲۸] بنابراین شیعه در زمان خلفای سه‌گانه، مطلقا در حال استتار و تقیه نبوده‌اند[۲۹] بلکه ابتکار حزبی کردن و تشکیلاتی کردن تشیع، دستور امیرالمؤمنین و ناظر به رعایت کتمان و تقیه پس از شهادت خود است[۳۰]؛ لذا «این تشکیلات از زمان امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاهوالسّلام سابقه دارد.»[۳۱]

۳،۱،۲. تشکیل و تثبیت

یکی از محورهای فعالیت امام سجاد علیه‌السلام کار مبارزاتى و تشکیلاتى بود که شامل گردآوری یاران خاص و شیعیان، متّصل کردن آنها به یکدیگر، روحیه دادن به شیعیان مبارز و… می‌شد. در ابتدا سه نفر یا پنج نفر اطراف امام بودند سپس این افراد در اقطار عالم اسلامى مسافرت و با افرادى که به حج مى‌آمدند، گفتگو و ذهن آنها را روشن کردند.[۳۲] «بر اثر فعالیت همان سه نفر آدم بزرگ که دور امام سجاد علیه السلام را گرفته بودند – یعنی یحیی بن ام الطویل و جبیر بن مطعم و ابو خالد الکابلی – فداکارها عده زیادتری شدند.»[۳۳] وقتى که بعد از سى‌وپنج سال نوبت به امامت امام باقر علیه‌الصّلاهوالسّلام رسید آوازه‌ى این مکتب و این فکر و این جریان سراسر جهان اسلام را فرا گرفته بود.[۳۴]

۳،۱،۳. سازندگی و گسترش

گسترش این جمع در زمان امام صادق علیه‌السلام بود.[۳۵] شواهد تاریخی از شبکه‌ی گسترده‌ی تبلیغاتی امام صادق علیه‌السلام در اواخر دوران بنی‌امیه در سراسر کشور اسلامی یاد می‌کند و وجود شبکه‌ای را مسلم می‌سازد. شبکه‌حزبی امام صادق علیه‌السلام در همه‌ مناطق مسلمان‌نشین از خراسان و ری و اصفهان و عراق و حجاز و مصر و مراکش گسترده بود.[۳۶] شبکه حزبی امام کاظم علیه‌السلام نیز تا چین گسترده شده یود.[۳۷]

۳،۱،۴. شکوفایی و قدرتمندی

زمان حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری، ارتباطات شیعه از همیشه گسترده‌تر بوده است. این ارتباطات، قبل از زمان حضرت رضا هم بوده؛ منتها آمدنِ حضرت به خراسان، تأثیر خیلی زیادی در این امر داشته است.[۳۸] در هیچ زمانی از دوران زندگی ائمّه، شیعیان این همه فعّالیت و نشاط و تحرّک و سازماندهی و گسترش کمی و کیفی در دنیای اسلام نداشته‌اند که در دوران این سه امام – یعنی حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری علیهم‌السّلام – داشته‌اند.[۳۹]

«در شهر سامرا عده‌ قابل توجهی از بزرگان شیعه در زمان امام هادی علیه‌السّلام جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره کند و به وسیله‌ی آنها پیام امامت را به سرتاسر دنیای اسلام – با نامه‌نگاری و… – برساند. این شبکه‌های شیعه در قم، خراسان، ری، مدینه، یمن و در مناطق دوردست و در همه‌ اقطار دنیا را همین عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادی را که مؤمن به این مکتب هستند، زیادتر کنند.»[۴۰]

۳،۲. ویژگی‌های حزب مخفی شیعه

۳،۲،۱. تقیه

امام صادق علیه‌السلام در رابطه‌ با تشکیلات شیعه با کمال تقیه رفتار مى‌کرد و دائماً به آنها سفارش مى‌کرد که اسرار او را برملا و افشا نکنند. به عنوان مثال، گزارشی وجود دارد که امام صادق علیه‌السلام، اسراری را به معلی بن خنیس می‌گفتند[۴۱] یا درباره امامت امام کاظم علیه‌السلام به مفضل بن عمر تأکید می‌شود که فقط با افراد مورد وثوق در میان بگذارد.[۴۲] اصل معتبر و مترقی «تقیه» نه‌تنها هر بیگانه‌ای را از نفوذ در تشکیلات امام مانع می‌شد[۴۳] بلکه در مواردی به نفوذ شیعیان در تشکیلات دستگاه طاغوتی کمک می‌کرد؛ آن چنانکه امام کاظم علیه‌السلام به «علی‌بن‌یقطین» که صاحب‌منصب بلندپایه‌ دستگاه هارون و از شیفتگان امام است، عملى تقیّه‌آمیز را فرمان میدهد.[۴۴]

۳،۲،۲. نفوذ در دستگاه خلافت

امام سجاد علیه‌السلام شیعیان را از جذب شدن به دستگاه‌هاى حاکم منع می‌نمود[۴۵] و امام صادق علیه‌السلام نیز افرادی را از تشکیلات امویان بیرون می‌کشید.[۴۶] اما موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام در تشکیلات هارون، یک مهره اساسی به نام علی‌بن‌یقطین دارد که خیلی از کارها را به‌وسیله او در تشکیلات حکومت انجام می‌دهند.[۴۷] در دوره امام هادی علیه‌السلام نیز «تشکیلات امام تا داخل تشکیلات خلافت و قدرت زمان گسترش داشته است.»[۴۸]

۳،۲،۳. وجود سلسله‌مراتب

امام سجاد یک تشکیلات خاصّی را بوجود می‌آورند که اگر شیعیان می‌خواستند با ایشان تماس خصوصی پیدا کنند، به وسیله‌ی این اشخاص خاصی که صاحبِ منصبی به نام «باب» بودند تماس برقرار می‌کردند.[۴۹] باب امام سجاد علیه‌السلام یحیی‌بن‌ام‌طویل بود. در دوره‌های بعد نیز فردی مانند معلی‌بن‌خنیس این منصب را دارد و در نهایت مانند یحیی، به شهادت می‌رسد. باب‌ها، کلید تشکیلات تشیع محسوب می‌شدند و لذا مورد شکنجه و آزار قرار می‌گرفتند.[۵۰]

۳،۲،۴. وجود روابط مالی

حمل وجوه و اموال از اطراف عالم به مدینه، بیانگر پیوستگی تشکیلاتی در ارتباطات مالی و فکری میان ائمه و شیعه بود.[۵۱] در دوره حضرت هادی و حضرت عسکری وکلا و نواب پول می‌آوردند و امام معین می‌کردند چه کاری صورت بگیرد.[۵۲]

همچنین در چارچوب این تشکیلات مالی «می‌کوشیدند که اگر اختلافات مالی بین افراد به وجود می‌آید این اختلافات را از طرف خود حل کنند و نگذارند بین افراد جمعیت شیعه اختلافی به وجود بیاید.» مثلاً این اختلاف را امام صادق از کیسه خودش خرج  و حل می‌کرد.[۵۳]

۳،۲،۵. مرجعیت دینی و سیاسی

یکی از کارویژه‌های حزب شیعه این بود که «وقتی امام صادق علیه‌السلام اراده می‌کند آن چه را که او می‌خواهد بدانند، نمایندگان او در سراسر آفاق عالم اسلام به مردم می‌گویند تا بدانند.» بدین منظور، لازم بود که وکلا و نمایندگان او در همه‌ی شهرها باشند که شیعیان به آنها مراجعه کنند و تکلیف دینی و سیاسی خود را از آن حضرت بپرسند.[۵۴]

۳،۲،۶. ایجاد کنگره جهانی

شیعه یک جمع متفرّقى بود که در یک جا و در یک مکان زندگى نمیکرد؛ بلکه در سراسر سرزمین اسلامی پراکنده بود. بنابراین براى شیعیانِ روزگار ائمّه علیهم‌السّلام یک کنگره‌ى جهانى لازم بود که امام عسکری علیه‌السلام در حدیثی[۵۵] این کنگره‌ى جهانى را معیّن کردند. «آن موعد، روز اربعین است؛ و جاى شرکت، سرزمین کربلا است.»[۵۶]

نتیجه‌گیری

مکتب شیعه، پس از طی یک دوره حکومت حدوداً پنج‌ساله، در پی عواملی، از دوره امام حسن علیه‌السلام وارد مرحله نهضت شد. طرح ابتکاری ائمه علیهم‌السلام به خصوص ائمه هشتگانه -امام چهارم تا یازدهم- در این برهه که خفقان شدید و ناامنی همه‌جانبه (اجتماعی و مدنی، روانی، عقیدتی و…) نهضت شیعه را تهدید می‌کرد، ایجاد یک حزب مخفی با کارکردهای گوناگون مذهبی، سیاسی، اجتماعی، مالی و… بود که با عنوان سازمان وکالت نیز شناخته می‌شود. اصلی‌ترین راهبرد این سازمان مخفی، «تقیه» بود که از یک‌ سو، تأمین‌کننده امنیت شیعیان و از سوی دیگر، تهدیدکننده امنیت دستگاه حاکم بود. این الگوی امنیتی موفق، ظرفیت الگوگیری توسط همه نهضت‌های شیعی که درصدد قیام و تشکیل دولت علوی هستند را دارد و می‌تواند نقشه راهی برای حفظ جریان‌های مقاومت شیعی در برابر ناامنی‌ها و تهدیدهای گوناگون باشد.

  1. بیانات در ۲۹/۶/۱۳۹۰
  2. بیانات در ۱۰/۶/۱۳۷۸
  3. بیانات در ۲۸/۲/۱۳۸۰
  4. بیانات در ۲۳/۱/۱۳۶۴
  5. بیانات در ۲۸/۴/۱۳۶۵
  6. همرزمان حسین، ص۱۴۸
  7. همان، صص۱۳۹و۱۵۰
  8. همرزمان حسین، ص۱۴۳
  9. بیانات در ۲۰/۶/۱۳۶۶
  10. حماسه امام سجاد، ص۱۹۳
  11. بیانات در ۴/۷/۱۳۶۵
  12. همرزمان حسین، ص۱۶۱
  13. دو امام مجاهد، ص۷۲
  14. همرزمان حسین، ص۱۶۲
  15. همان، ص۱۷۴
  16. دو امام مجاهد، ص۷۴
  17. همرزمان حسین، ص۱۷۴

 .۱۸https://khl.ink/f/20957

  1. بیانات در ۱۴/۵/۱۳۶۲

 .۲۰https://khl.ink/f/20957

  1. بیانات در ۲۳/۱/۱۳۶۴و ۲۶/۷/۱۳۶۸
  2. الکافی، ج۸، ص۲۵۷
  3. بیانات در ۲۶/۶/۱۳۹۲ و ۱۶/۶/۱۳۹۳
  4. پیام در ۱۸/۵/۱۳۶۳
  5. بیانات در ۵/۳/۱۳۸۲
  6. همرزمان حسین، صص۱۵۰و۱۵۳
  7. دو امام مجاهد، ص۹۰
  8. بیانات در ۲۳/۱/۱۳۶۴
  9. دو امام مجاهد، ص۸۸
  10. همرزمان حسین، ص۱۲۸
  11. بیانات در ۱۴/۵/۱۳۶۲
  12. بیانات در ۴/۷/۱۳۶۵
  13. همرزمان حسین، ص۱۶۰
  14. بیانات در ۲۰/۶/۱۳۶۶
  15. بیانات در ۱۴/۵/۱۳۶۲

 .۳۶https://khl.ink/f/20957

  1. بیانات در ۲۶/۷/۱۳۶۸
  2. بیانات در ۱۸/۵/۱۳۸۴
  3. بیانات در ۵/۳/۱۳۸۲و۱۵/۱۰/۱۴۰۳
  4. بیانات در ۳۰/۵/۱۳۸۳
  5. بیانات در ۱۴/۵/۱۳۶۲
  6. پیام در ۲۶/۷/۱۳۶۸

 .۴۳https://khl.ink/f/20957

  1. پیام در ۲۶/۷/۱۳۶۸
  2. بیانات در ۴/۷/۱۳۶۵
  3. همرزمان حسین، ص۱۷۷
  4. همان، ص۳۶۷
  5. دو امام مجاهد، ص۸۷
  6. همان، ص۶۸
  7. همرزمان حسین، صص۳۵۴-۳۵۶

 .۵۱https://khl.ink/f/20957

  1. بیانات در ۱۸/۵/۱۳۸۴
  2. دو امام مجاهد، ص۷۸
  3. بیانات در ۱۴/۶/۱۳۵۹
  4. تهذیب‌الاحکام، ج۶، ص۵۲
  5. بیانات در ۲۴/۱۲/۱۳۵۲

این مقاله را به اشتراک بگذارید